شير على خان لودى
5
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
رسول اللّه ( ص ) من كنز من الكلام ، و احاديثى كه در اين باب به صحّت پيوسته نيز وسمهء اشتهار بر ابرو دارد ، چنانچه بر زبان مبارك آن هادى امم عليه أفضل الصّلاة من الملك الأعظم صفت جريان پذيرفته ، كه إنّ للّه - تعالى - كنزا تحت العرش مفاتيحه ألسنة الشّعراء ، و هم در اين باب امر واجب الانقياد شرف نفا [ ذ ] 5 يافته كه علّموا صِبْيانَكُمُ الشّعر فإنّه يورث الشّجاعة ، در اين مقام اگر متوسّطان علم شناسايى را از مطالعهء آيهء الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، و از استماع حديث الشّعراء كذّاب صورت تناقضى با مقالات سابق پرتوانداز ديدهء باريكبين گردد ، معذور باشند ، و ليكن ببايد دانست كه نزول اين آيهء متبرّكه و حديث مقدّس در شأن جماعت بىدانشيست كه به تعليم معلّم بىعمل ، يعنى ابليس لعين ، هجو اهل حجاز مىكردند ، و الّا اكثرى از اشعار صحابهء كبار و تابعين ( ر ض ) و ديگر كاملان و صاحبدلان كه پس از ورود آن اخبار در عرصهء ظهور خرامش نموده و مىنمايد ، گواه صادق بر جواز شعر است . پس ، از آن اخبار ، تخصيص فهم توان كرد نه تعميم ، و در تفسير كواشى مذكور است كه بعد از نزول آيهء الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، حسّان و ابن رواحة و جمعى ديگر از شعراء صحابه ( ر ض ) به جناب نبوّت مآب عرض نمودند كه حقّ - سبحانه - مىداند كه ما شاعريم ، و ابن رواحة گفت مىترسم كه بر اين صفت بميرم ؛ حضرت رسالت ( ص ) فرمودند كه مؤمن جهاد مىكند به شمشير خود و به زبان خود ، و شعرى كه شما در شأن كفّار مىگوييد ، سختتر است بر ايشان از تيغ و تير ، پس آيهء إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا نازل شد ، و حضرت پيغمبر ( ص ) فرمود حسّان را كه اهج المشركين فإنّ ذلك أشدّ عليهم من النّبل و إنّ جبرئيل معك ، يعنى هجو كن مشركان را پس به درستى كه آن هجو سختتر است بر ايشان از تير و به درستى كه جبرئيل با توست . و صاحب تفسير حسينى - رحمه اللّه - از مولانا عبد الرّحمن جامى نقل مىكند كه فرمود هرچند قادر حكيم - جلّ ذكره - در آيهء كريمهء وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، شعرا را كه سبّاح بحر سخنند ، جمع ساخته و كمند لام استغراق در گردن انداخته ، گاه در غرقاب غوايت مىاندازد و گاه تشنهلب در وادى ضلالت سرگردان مىسازد ، امّا بسيارى از ايشان به واسطهء صلاح عمل و صدق ايمان در زورق امان إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ نشستهاند ، و به واسطهء بادبان ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً به ساحل خلاص و ناحيت نجات پيوسته ، و يكى از افاضل گفته است ، بيت : شاعران را گرچه غاوى خواند در قرآن خداى * هست زيشان هم به قرآن ظاهر استثناى من چون بعضى مقدّمات در جواز شعر بر زبان قلم گذشت ، در ابتدا و ايجاد آن سخنسرا گرديدن رواست . جمعى از مورّخين ، ابتداى شعر تازى به حضرت آدم صفىّ ( ع ) نسبت كنند و گويند كه در مرثيهء هابيل چند بيت بر زبان مباركش آمده بود ، و ليكن اين نقل خالى از تردّدى