شير على خان لودى

238

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

سنگ تراشيده‌اند كه آب اين چشمه از سينهء آن صورت برمىآيد و منقسم مىشود به دوازده بخش كه هر بخشى مخصوص است به مرضى ، و چون صاحب مرض خود را بدان آب بشويد صحّت يابد بإذن اللّه تعالى ، و اين از نوادر چشمه‌هاى عالم است . شهر زنان - در صور الأقاليم آمده كه در مغرب زمين نزديك سقالة الزّنج ريگستانيست قريب پانصد فرسنگ و در او از كثرت گرما و بىآبى عمارت نيست ، و از يك جانب آن وادى ريگ روان است كه به‌جز يك‌راه ندارد و به‌جز روز دوشنبه در آن راه نيز نتوان رفت ، و چون در آن ريگستان درآيند به شهرى رسند كه در او جمله زنان باشند ، و اگر مردى در آنجا چند روز ساكن شود از اقتضاى آن آب‌وهوا از رجوليّت بيفتد . امّا تناسل ايشان از چشمه‌ايست كه چون زن در آنجا نشيند ، حامله شود و اكثر دختر آرد ، و اگر احيانا پسر آرد ، پيش از شباب بميرد . شهر بنى اسرائيل - و به طرفى ديگر از آن ريگ روان شهريست كه اولاد يكى از سبط بنى اسرائيل ساكنند . در كتب آمده كه ايشان بعد از غرق فرعون و قبطيان از خداى تعالى درخواستند كه ما را از ميان خلق يك‌سو كن تا بىتشويش تو را پرستيم ، لطف ايزدى ايشان را بدان زمين رسانيد و ريگ را سدّ ايشان گردانيد ، چنان كه در سالى يك روز بيش بدانجا راه نبود . و در روايات شاذّه آمده كه پيغمبر خدا ( ص ) در شب اسرا بدان شهر رسيد و آن مردم را به دين اسلام درآورد . گفته‌اند كه در آن قوم هيچ‌كس را بر ديگرى مزيّت نبود . و از صنايع و حرفه‌ها آنچه ترتيب دهند ، هركس بدانچه محتاج باشد در خانهء هركه دريابد بردارد ، مثلا گرسنه از خانهء برزگر آرد و غلّه و برزگر از خانهء آهنگر و درودگر ادوات زراعت گيرد و على هذا القياس . رسم بيع و شرا در آنجا نباشد و قاضى و حاكم نبود . چشمهء مازندران - و در عجايب المخلوقات مسطور است كه در موضعى از توابع مازندران چشمه‌ايست كه در قعر او كرم بسيار است و جمعى كه آب از آنجا بردارند ، اگر يكى از آن كرمها در زير پاى آرند ، فى الحال آب سبو گنده شود . چشمهء جرجان - در تحفة الغرائب آمده كه در نواحى جرجان چشمه‌ايست كه گاه‌گاه بىموجبى بسته شود ، پس اهل آن ديار از مرد و زن با ساز و لباس مكلّف بر در آن چشمه روند و سماع و رقص كنند ، همان روز چشمه بگشايد و آب جارى شود . چاه در كوه هرات - و در نواحى هرات كوهيست و بر قلّهء آن چاهى كه كنندهء آن معلوم نيست ، همواره از آن چاه بادى عظيم مىجهد ، چنان كه اگر سنگى گران در وى اندازند ، قوّت باد آن را بالا افكند ، بدين سبب هيچ‌كس از حقيقت آن مطّلع نگرديده . چشمهء عراق عجم - در عراق عجم چشمه‌ايست كه چون در ولايتى ملخ آيد ، دو مرد كه