شير على خان لودى
4
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
بلندپايگاه نظم از درجهء اعتبار ساقط است ؛ مع هذا هرچند نثر به سلاست ربط و تناسب الفاظ و براعت استهلال آراسته باشد ، بىميانجى نظم ، چاشنىبخش ارباب ذوق نگردد و سامعه از استماع آن استمتاع نپذيرد . و نثر متاعيست دستفرسود تهىدستان و گنجيست رايگان ، و نظم نقديست سرمايهء مستان و سود عاشقان ، ترياق مسمومان اندوه است و نوشداروى بيماران درمانپژوه ، بيت : هركه غم قفل نهد بر دل بىحاصل او * جز زبانِ شعرا نيست كليدِ دل او موزونان نكتهسنج در ترجيح ايراد و احداث شعر بر علم تعلّمى ، اشارات نازك و رموز باريك دارند ، چنانچه 3 [ كذا ] مولانا رضىّ الدّين نيشابورى و ظهير الدّين فاريابى و مولانا بهاء الدّين و امير خسرو دهلوى و برخى از صاحبنظران - عليهم الرّحمة و الغفران - بر منطوقهء الشّعراء تلاميذ الرّحمن نموده ، دلايل راسخه و حجج باهره در معرض بيان جلوهگر ساختهاند ، و چون اين مختصر وسعت ايراد تمامى آن مقالات ندارد ، به تحرير چند بيت از واردات حضرت امير خسرو اكتفا مىرود ، نظم : آنكه نامِ شعر غالب مىشود بر نام علم * حجّتِ عقلى در اين من گويم ار فرمان بُوَد هرچه تكرارش كنى آدم بُوَد استاد آن * و آنچه تصنيفيست استاد ايزدِ سبحان بُوَد پس چه را برداشتى كز آدمى آموختى * نايد آن غالب كه تعليمِ وى از يزدان بُوَد علم كز تكرار حاصل شد چو آبى در خُم است * كز وى از ده دلو گر بالا كشى نقصان بُوَد ( ؟ ) ليك طبعِ شعر آن چشمهست زاينده كز او * گر كشى صد دلو بيرون آب صدچندان بُوَد ارباب فضل و كمال برآنند كه كلام ايزد علّام بر نظم محيط افتاده ، و اكثرى از صنايع شعرى در آن كتاب متين مبيّن گشته ، و لهذا در بعضى محل ، بيت درست و مصراع راست مىتوان يافت ، و جمهور مشايخ زكيّه قرآن را به نظم ياد كنند نه به نثر ، اگرچه آن را شعر نگويند و در اين سرمنزل ادب به قدم طغيان نپويند ، امّا به حكم كريمهء لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ، چون مستفاد مىگردد كه جميع علوم برّى و بحرى در آينهء مصفّاى قرآن پرتوانداز است ، و نيز از فحواى كلام صدق پيام اسد اللّه الغالب ، امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ( ع ) ، سامعهافروز مىگردد كه : جميعُ العلمِ فى القرآنِ لكن * تقاصَرَ عَنْهُ أفهامُ الرِّجال 4 بااينحال اگر شخصى در اين وادى به قدم انكار درآيد و دعوى آن كند كه علم شعر در مطاوى كلام سرمدى مفقود است ، گويى منكر آن اقوال شريفه و ادلّهء واضحه گرديده باشد و اسب خيال باطل را در باديهء ادّعاى بيهوده مطلق العنان ساخته ، أعاذنا اللّه من ذلك الطّريق كاشف القلوب و الأبصار ، يعنى صاحب كشّاف چنين كشف مىكند كه كان الشّعر أحبّ إلى