شير على خان لودى
221
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
امّا بيان بحور اربعه كه ابيات صدر در آنها توان خواند ( ؟ ) : بحر سريع مطوىّ موقوف ( مفتعلن مفتعلن فاعلان ) ، اين بحر مخزن الأسرار است و مصراع از آنجا به ارادهء توضيح نوشته مىشود : « هست كليد در گنج حكيم » . بحر خفيف مخبون 139 ( فاعلاتن مفاعلن فعلن ) ، اين بحر هشت بهشت است و مصراع از آنجا مرقوم مىگردد : « پنج يار هنرشناس جوان » . بحر هزج مسدّس 140 ( مفعولن فاعلن مفاعيل ) 141 ، اين بحر سبحة الأبرار است و مصراع از آنجا بر زبان قلم مىآيد : « شاه والاگهر دريا كف » . چهارم ، بحر مثنوى مولانا جلال الدّين روميست كه از غايت اشتهار ، محتاج به توضيح نباشد . و اين غزل بىنقطه هم از اوست كه از فرط خوبى نقطهء انتخاب نيز ندارد : در سرم كاكل او سودا كرد * در دلم درد و الم مأوا كرد ملك دل در عمل و حكم آورد * كار كاوس و مَلِك دارا كرد درد آمد دل ما را هرگاه * در ره آل رسول آوا كرد داور دهر مر آل او را * حلم در كار همه اعدا كرد احمد مرسل و آل او هم * گره كار دلم را وا كرد كلكِ دُر سلكم در مدح رسول * گهر سادهكلام املا كرد صعوه دل آمدهام امّا مدح * دل مهموم آسا كرد [ كذا ] 142 مادح آل رسولم همه حال * كه مرا مدح كلامآرا كرد در سطورم همه مِسك و گوهر * كردگار همهء اسما كرد حمد للَّه كه مرا آل رسول * عالِم و در حكما اعلا كرد گر ارسطو و اگر مرد دگر * در ره علم و عمل املا كرد كرم احمد و هم اسم مرا * احكم و اعلم و هم اعلا كرد