شير على خان لودى

188

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

كرده‌اند و فرموده‌اند نعوذ باللّه من التّنكير بعد التّعريف و من الحجاب بعد التّجلّى . و تعلّق اين حركت نسبت به اين سالك از صورت ظاهر حسّى كه به صفت حسن موصوف بود ، تجاوز نكند ، هرچند شهود و كشف مقيّدش دست داده بود . و اگر آن تعلّق و ميل حسّى از صورى منقطع شود ، به صورت ديگر كه به حس آراسته باشد ، پيوند گيرد و دائما در كشاكش بماند . تعلّق و ميل به صورت فتح باب حرمان و فتنه و آفت و خذلان او شود ، أعاذنا اللّه عزّ و جلّ و سائر الصّالحين من شرّ ذلك . پس حسن ظن ، بلكه صدق اعتقاد نسبت به جماعتى از اكابر چون شيخ احمد غزّالى و شيخ اوحد الدّين كرمانى و شيخ فخر الدّين عراقى كه به مطالعهء جمال صورى و حسّى اشتغال مىنموده‌اند ، آن است كه ايشان مشاهدهء جمال مطلق حق - سبحانه - مىكرده‌اند و به صور حسّى مقيّد نبوده ، و اگر از بعضى كبراء نسبت به ايشان انكارى واقع شده است ، مقصود آن بوده باشد كه محجوبان آن را دستورى نسازند و قياس حال خود بر حال ايشان نكنند و جاودان در حضيض خذلان و اسفل السّافلين طبيعت درنمانند ، و اللّه - تعالى - أعلم بأسرارهم . و اين چند بيت از رسالهء كنز الرّموز تصنيف مير حسين سادات مناسب اين مقام افتاد ، نظم : عشق نَبوَد پيشهء هر بوالهوس * عشق را هم عاشقان دانند و بس عشق را صد ناز و استكبار هست * عشق كى آسان همىآيد به دست گر به معشوقت خيالى در سر است * نيست معشوق آن خيالى ديگر است هرچه در فهم تو آيد آن تويى * درگذر كآنجا نمىگنجد دويى عشق و عاشق را قلم دركش تمام * تا همه معشوق ماند و السّلام و علامتى كه به آن تفرقه در عشق نفسانى و بهيمى توان كرد ، چنانچه امام محمّد غزّالى در بعضى از تصنيفات نوشته ، آن است كه اگر شخصى از حسن آن نوع لذّت يابد كه از نظر به سبزه و آب روان و نظائر آن مىيابد ، نشانهء آن خمود شهوت است و نظر بر اين تقدير مر او را مباح است و اگر لذّتى ديگر كه مبدأ حركت شهوت تواند شد ، آن ميل شهوانى و بهيميست و نظر بر او حرام . و بعضى حكما برآنند كه در عشق نفسانى ، ميل به حركات و كلمات بيشتر مىباشد از ميل به اعضا و تناسب آن ، چه ميل نفس به روحانيّات بيشتر است از جسمانيّات . و علامت ديگر آنكه عشق و محبّت جسمانى را چندان ثبات و بقائى نمىباشد ، چه در آنجا اختلاف طبايع و تباين حالات برجاست ، به خلاف محبّت روحانى كه البتّه به سرحدّ اتّحاد رسد و از غائلهء تغيّر و زوال مأمون باشد ، و تفصيل اين مقدّمه در كتب اخلاق توان يافت . و گفته‌اند كه تمثال در مرآت مردمك مطلوب چند كرّت مشاهده نمودن و حتّىالمقدور استقرار دادن در انجذاب خاطرش اثرى تمام دارد ، چه حدقهء چشم دريچهء شهرستان قلب است و هركس به