شير على خان لودى

187

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

است : إنّ اللّه جميل يحبّ الجمال . ذو النّون مصرى - قدّس سرّه - فرموده : من استأنس باللّه استأنس بكلّ شىء مليح و وجه صبيح . و سلطان اهل عشق و عرفان ، شيخ ابو محمّد روزبهان - قدّس سرّه - مىفرمايد : سرّ لاهوت بىزحمت حلول در ناسوت است و جمال ناسوت از عكس جمال لاهوت ، و حقيقت آن است كه به حكم « الاصول سرت فى الفروع » ، سرّ محبّت ازلى در مكامن بطون ممكنات ساريست و پرتو نور عشق كه مضمون فأحببت أن اعرف است بر مجالى ذرّات اعيان كائنات ظاهر و جاريست . همان پرتو است كه در افلاك به صورت ميل ارادى كه مبدأ حركت دوريست ، ظاهر گشته و در عناصر به صفت ميل طبيعى برآمده و در نباتات مبدأ نشو و نما شده و در حيوانات به صورت شوقى سر برزده و در نفوس كاملهء انسانى به صفت عشق نفسانى تجلّى كرده . اگر كسى ديدهء اعتبار بگشايد و گرد سراپاى برآيد و از ملأ اعلا كه از لوث طبايع پاكند به عالم افلاك آيد و از آنجا به مركز خاك تنزّل نمايد ، هيچ ذرّه را از پرتو نور عشق خالى نيابد ، نظم : در عشق ببين و پايهء او * خوش آنكه گرفت سايهء او و ليكن چون تفريق ميان عشق نفسانى و بهيمى مشكل است و هركس را مكنت قهر قواى شهوت و دواعى طبيعت نيست و جانبازان وادى طريقت را [ كذا ] كه راه عشق را به قدم نامرادى توانند سپرد و به موت ارادى از رغبات جسمانى و لذائذ شهوانى توانند مرد ، از كبريت احمر عزيزترند و مقيّدان هواى نفس كه از ربقهء اطاعت طبيعت بيرون نيامده ، فسق را عشق نامند و با صفات بهيمى دعوى كمال نفسانى كنند از مور و ملخ زياده ؛ پس طريق عافيت اسلم تواند بود ، و لنعم ما قال : و عش خاليا فالحبّ أوّله عنا * و أوسطه سقم و آخره قتل و در نفحات الانس - نوّر اللّه مضجع مصنّفه - در ذكر احوال شيخ اوحد الدّين حامد كرمانى - قدّس سرّه - مذكور است كه نزد اهل تحقيق و توحيد اين است كه كامل آن كسى بود كه جمال مطلق حق - سبحانه - در مظاهر كونى حسّى مشاهده كند به بصر ، همچنان‌كه مشاهده مىكند در مظاهر روحانى به بصيرت ؛ يشاهدون بالبصيرة الجمال المطلق المعنوىّ كما يعاينون بالبصر الحسن المقيّد الصّورى . جمال با كمال حق - سبحانه - دو اعتبار دارد ، يكى اطلاق كه آن حقيقت جمال ذاتيست من حيث هى هى ، و عارف اين جمال مطلق را در فناء فى اللّه مشاهده تواند كرد . و يكى ديگر مقيّد و آن از حكم تنزّل حاصل آيد در مظاهر حسّيّه يا روحانيّه . پس عارف را كه چنين نظر نباشد ، بايد كه به خوبان ننگرد تا به هاويهء حسرت درنماند ، و از اهل طريق كسانيند كه در عشق مظاهر و صور زيبا مقيّدند ، و چون سالك درصدد عدم ترقّى باشد و در معرض احتجاب بود ، چنان كه بعضى بزرگان - قدّس اللّه تعالى أسرارهم - از آن استعاذه