شير على خان لودى
186
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
در بيان عشق از اينجاست كه حكما عشق را از جملهء امراض شمردهاند و بر آنكه تباهترين امراض قوّت است ، حكم كردهاند ، و آن طلب شخصى معيّن است به جهت استيلاى شهوت ، علاجش به اختيار سفرهاى دور و اشتغال به صوم و علوم غامضه و صناعات مشكله و استفراغ موادّ مهيّجه و مطفيات تجويز فرمودهاند . امّا اكثر از بزرگان برآنند كه اين سخن در عشق بهيميست كه [ منشأ ] 126 آن افراط شهوت باشد ، و ليكن عشق نفسانى كه مبدأ آن تناسب روحانيست ، در عداد رذايل نيست ، بلكه از فنون فضائل است . و در اخلاق جلالى مذكور است كه طبايع لطيفه را با صور ظريفه به حكم آنكه جنسيّت علّت ضمّ است ، ميل عظيم تواند بود ، و هرچند به سبب اعتدال مزاج ، شخص الطف و اشرف باشد ، ميلان خاطرش به صور حسنه و شمايل كريمه اقوى تواند بود . هرآينه چون نهال كمال هر دو در يكهوا سر برمىزند و وجه اعتدال هر دو از يك منبع سيراب مىشود ، ميل به اتّحاد كه حقيقت محبّت همان است ، ظاهر خواهد شد و چون اين نسبت شريفه در دو مظهر ظاهر شده و به حكم اختلاف استعداد و خصوصيّات قوابل ، هرآينه در يكى به وجه اتمّ و اعلى خواهد بود و در ديگرى انقص و ادنى ، پس عاشقيّت از طرف نقصان سر و معشوقيّت از طرف كمال جلوه كند ؛ اوّل استدعاى خفا و انتفا كند و ثانى اقتضاى جلا و بقا ، و در حديث نبوى است : من عشق و عفّ و كتم و مات ، مات شهيدا . و در حديث ديگر