شير على خان لودى
159
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
بنى اميّه بود ، شبى به خواب ديد كه در محراب بول كرد ، از سعد بن حبيب كه در علم تعبير مهارت تمام داشت ، پرسيد ، گفت : فرزندان تو خلف شوند ، پس همچنان شد كه چندى از فرزندان وى به سلطنت رسيدند . اگر كسى به خواب بيند كه از نايزهء او خون برمىآيد ، فرزند او در شكم مادر هلاك شود . عنوان چهارم ، در بيان تصرّفاتى كه انسان كند در اعضاى خود و غير آن و احوالى كه بر وى طارى شود - ختنه كردن ، از گناه بيرون آمدن بود ، و مسواك همچنين . غسل كردن ، حاجت روا شدن [ و ] از انديشه و غم بيرون آمدن باشد . وضو ساختن ، دليل امانت . و تيمّم ، فرح از غم بود . اگر بيند كه رگ او را از طول مىشكافند ، كوفته خاطر گردد ، و اگر به پهنا مىشكافند ، يكى از خويشان او بميرد . اگر بيمارى به خواب بيند ، در كار عبادت خللى افتد و اگر عزم سفر دارد ، باطل گردد . گريستن در خواب بيند ، دليل شادى بود . خنديدن ، غم آرد ، امّا اگر به واسطهء شگفتى بود كه در آن وقت بيند ، علامت بشارت بود . دست در گردن آوردن يا كنار گرفتن مرده ، دليل عمر دراز باشد ، و اگر بيمار مرده را در كنار گيرد ، نيك بود . و اگر زن مجهول را در كنار گيرد ، مقصودى كه دارد ، برآيد . بوسه دادن و دست گرفتن هم همين حكم دارد . و چون بيند كه دست دشمن گرفت يا بوسه داد ، دشمنى از ميان برخيزد . شطرنج و نرد باختن ، مباهات بود در كارهاى باطل . اگر بيند كه مردم شهر با يكديگر جنگ مىكنند ، در آن شهر قحط افتد يا طاعون رسد . و اگر بيند كه پادشاه جنگ مىكند ، فراخى نعمت بود . نامه خواندن ، رسيدن خبرهاى خوش بود و يافتن ميراث و يا كسب كردن مال حرام . و اگر نامه خواند و معنى آن نداند ، در كارهايى افتد كه به مشاورت و معاونت محتاج شود ، و كتاب را نيز همين تعبير بود . برده خريدن ، شادى بود ، و فروختن ، غم . از تحف و هدايا هرچه در بيدارى پسنديده بود ، در خواب نيز مبارك باشد . پاى كوفتن ، نشان مصيبت است ، امّا اگر با رود و سرود بود ، تعبيرش سخنهاى باطل باشد . اگر با زنى مجهول صحبت كند و اثر شهوت در ظاهر پديد آيد ، منفعتى يابد . و اگر با زن معروفه صحبت كند يا آن معروفه را زن خود داند ، اهل بيت آن زن از او منفعت يابند . و اگر بيند كه زن را طلاق داد ، توانگرى يابد . اگر بيند كه با مردى مجهول صحبت مىكند ، منفعت يابد ، و اگر از مشاهير بود ، مقصودى كه از او يا همنام يا همسر او طلبد ، بيابد . چون بيند كه زنى به نكاح درآورد ، به قدر جمال آن زن دولت و قوّت يابد ، و اگر بيند كه بكارت بستد ، به مقصود رسد . و اگر زنى با زنى صحبت كند ، به جاى كسى كه استحقاق نداشته باشد ، نيكويى نمايد ، و اگر بهيمهاى مجهول باشد ، بر دشمن ظفر يابد . چون كسى بيند كه او را بند كنند ، اگر عزم سفر دارد از آن بازماند ، اگر متديّن باشد در كار شرع مستقيم شود يا زنى كند . زنجير و غل ديدن ، نيك