شير على خان لودى

134

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

گفت : نه ، و تا سه نوبت اين سخن تكرار يافت ، نوبت سيم گفت : بس است . دراين‌حال عمر فاروق رسيد و به چوب‌دستى آنها را براند . زنان مطربه بگريختند ، چنان كه چادر از سرهاى بعضى افتاد و بىستر شدند . پيغمبر فرمود : إنّ الشّيطان ينفر من عمر . گويند در حديث آمده : السّماع معراج الأولياء مخصوص على أنفسهم ، و اللّه أعلم بصحّته . سلطان المشايخ حضرت شيخ نظام الدّين دهلوى - قدّس سرّه - بارها مىفرمود كه ما را در روز ميثاق ، نداى أ لست بربّكم در آهنگ پوربى به گوش رسيده بود و آن صوت به نوعى مشاهده مىشود كه گويا ديروز بوده ، بلكه آن روز را هنوز شب نيامده است . در رسالهء ترجمة العوارف كه در زمرهء اهل تحقيق اعتبار تمام دارد ، مذكور است كه هركس از آواز خوش لذّت نيابد ، نشان آن است كه دلش مرده است يا سمع باطنش باطل گشته ، إنّك لا تسمع الموتى و لا تسمع الصّمّ الدّعاء و إنّهم عن السّمع لمعزولون وصف حال اين طايفه است . وقتى شافعى در راهى مىگذشت و يكى همراه او بود ، به جايى رسيد كه قوّالى نغمه مىخواند ، بايستاد ، با آن رفيق گفت : تو از اين سماع در خود هيچ لذّت مىيابى ؟ گفت : نى . شافعى گفت : معلوم شد كه حسّ باطن ندارى . از جنيد - قدّس سرّه - پرسيدند كه سبب چيست كه شخصى آرميده باوقار ، ناگاه آوازى مىشنود ، اضطراب و قلق در نهاد وى مىافتد و حركات غير معتاد صادر مىشود ؟ گفت : حق - سبحانه - در عهد ازل و ميثاق اوّل به ذرّات ذرّيّات بنىآدم خطاب أ لست بربّكم كرد و عذوبت آن كلام در مسامع ارواح ايشان ماند ، لاجرم هرگاه آواز خوش شنوند ، لذّت آن خطابشان ياد آيد و به ذوق آن در حركت آيند . سمنون محب ( ره ) گويد : السّماع نداء من الحقّ للأرواح ، و الوجد عبارة عن إجابة الأرواح لذلك النّداء ، و الغشى عبارة عن الوصول إلى الحقّ ، و البكاء أثر من آثار فرح الوصول . يكى از ابو سهل صعلوكى پرسيد كه : سماع چيست ؟ گفت : يستحبّ لأهل الحقائق و يباح لأهل العلم و يكره لأهل الفسق و الفجور . در اين مقام ، احتراز للإطناب ، بدين‌قدر اكتفا افتاد و هنگام آن رسيد كه قلم شكسته رقم به صفير صرير نغمه‌اى از حقيقت آواز به گوش اهل هوش رساند . مقدّمه ، در بيان آواز كه به زبان هندى « ناد » گويند - مخفى نماند كه آواز بر دو نوع است ، يكى آنكه بىتوسّط موجودات ممكنه باشد و آن را در اصطلاح علماى هند « اناها » گويند و آن صداييست كه در ازل آزال بوده و الحال نيز به مقتضاى الآن كما كان به همان صفت جاريست ، و اكثرى از ارباب تحقيق برآنند كه علامت ذات بىچون در مرتبهء بحت عما همان صداى بىانقطاع بود . فقراى مسلمين و هنود ، آن صدا را از جملهء اذكار بزرگ شمرده به