شير على خان لودى

126

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

فقرا بر دست و پايش افتاده ، رخصت مىشدند . و هم در آن موضع به ذات مباركش عارضه‌اى دست داد كه هر دو پاى فلك‌فرساى او خشك گرديد و اسباب ترك تردّد به حسب دلخواه آماده گشت ، امّا در هنگامى كه سلطان شجاع از حضرت عالمگير شاه هزيمت يافت و پس از فراوان حرب و ضرب مددى از طالع نيافته ، به جانب اقصاى ممالك شرقى رفت ، فرمانى از دار السّلطنه به نام معظم خان ، ناظم صوبهء بنگاله صادر شد كه سيّد نعمت اللّه را به حضور فرستد . از استماع اين حكم ، فرزندان آن حضرت مضطرب گرديده ، صورت حال با والد بزرگوار تقرير نمودند ، سيّد فرمود كه : پايهاى ما را خداى تعالى براى همين شل كرده است كه بر درهاى اهل دول نگرداند ، شما به جمعيّت خاطر باشيد كه ما از اين تكليفات فارغيم . و نيز در هندوستان مثل مشهور است كه « هنوز دهلى دور است » . ليكن همواره فرزندانش را چاوشان معظم خان به عنف مىرنجانيدند و آنها تاب تقاضاى هرروزه نياورده ، بىاجازت سيّد كشتيها با ساز سفر ترتيب دادند و ساعت براى كوچ مقرّر كرده ، روزى به خدمت والد بزرگوار ظاهر نمودند كه فردا ساعت مقرّرشده اگر حضرت سوار شوند ، بهتر ، و الّا مايان را از اين موضع ، جلا اختيار بايد كرد . حضرت شاه تبسّم نموده ، باز همان حرف سابق را اعاده فرمود ، هنوز آن گفتگو آخر نشده بود كه فرمان ديگر مشتمل بر معافى آن تكليف رسيد . بعد از آن ، پادشاه به خطّ خاص مراسلات به خدمتش مىفرستاد و از آنجا جواب مىرسيد . نوبتى پادشاه در ضمن عبارت نوشت : إنّ السّاعة لآتية فاصفح الصّفح الجميل ، سيّد در جواب نوشت : إنّهم يرونه بعيدا و نراه قريبا ، فتسامح مسامحة الخليل . شخصى از سكنهء شهر بنارس چند سؤال به خدمتش نوشته بود و آن حضرت جوابها قلمى فرمود ، معتقدى آن را جمع نموده و ديباچه‌اى نوشته ، رساله‌اى ترتيب داده ، مشتمل بر فوائد بسيار است ؛ از آن جمله يك سؤال و جواب سريع الفهم به طريق تيمّن و يادگار ثبت گرديد : سؤال - در كلمات سيّد محمّد گيسو دراز است كه چون عادل حقيقى اهل عرصات را به مقتضاى اعمال به بهشت و دوزخ و اصل سازد ، روح الامين را حكم شود كه : برو بر اهل نعيم و جحيم سلام جمال و جلال من برسان . جبرئيل برود و هيچ‌يكى از فريقين را در منزلين نيافته ، صورت حال به جناب كبريا معروض دارد و از آنجا ندا رسد كه الانسان سرّى وصل بى . ملاذا ( ؟ ) هرگاه حال چنين باشد ، وعدهء خلود جنّت و نار كه در آيات و احاديث واقع است ، بر چه محمول توان داشت ؟ جواب - عزيز من ، از اينكه كسى چيزى را در جايى نبيند ، نفى آن چيز لازم نمىآيد ؛ روز روشن نظر بر آسمان كن كه در طليعهء آفتاب جهانتاب هيچ ستاره مرئى مىگردد ؟ و چون آفتاب غروب كند ، همهء ستاره‌ها به جاى خودبينى . همچنين در آن هنگام نيز اشعّهء جمال و