شير على خان لودى
104
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
[ تذكرهء شاعران ] ميرالهى - به سلاست كلام و طلاقت لسان و حلاوت طبع ، چاشنىبخش مذاق اهل دانش بود ؛ چنانچه از شعرش واضح مىگردد ، از مصاحبان حاجى محمّد جان قدسيست و از طبع فيّاضش فيضها برگرفته ، تاريخ وفاتش از آنجا قياس بايد كرد . من رشحات طبعه : اى رحمتِ تو سرخط لوحِ نجات ما * ديباچهاى ز صنع تو ديوان ذات ما لقمان هوش ما ز تو گنجورِ حكمت است * اسماء توست گنج طلسمِ صفات ما از پرتوِ كرم چو شوى معصيتگداز * مشتِ عرق شود همگى سيّئات ما بخت آن بُوَد كه خاتم پيغمبران تو * سازد نشان به مُهر نبوّت برات ما تا آن زمان كه مهر ز مغرب كند طلوع * بى شام فتنه باد الهى حيات ما منير صافى ضمير ، كه سراج قلوب صاحبدلان از نكتههاى دلفريب او ضيا مىپذيرفت و در سخنسنجى بين الأقران ثقهء منير است . در ابتداى فكر شعر ، سخنسنج تخلّص مىكرد ، آخر لفظ منير دلپذيرش افتاد . مولدش دارالسّلطنهء لاهور است و خلف الصّدق ملّا عبد المجيد ملتانى بوده ، امّا در عين شباب ، سرپنجهء اجل بازوى اميدش برتافت . مثنويّات و نثرهاى رنگين وى مشهور است ، من غزليّاته : پيش از كرشمهء تو ستم در جهان نبود * تا آن نبود عربدهء آسمان نبود آمد به خواب خويش و گرفتار خويش شد * با خويش هم ز فتنهگرى مهربان نبود از موج گريه پردهء چشمم ز هم گسيخت * گويى نصيب كشتى من بادبان نبود