شير على خان لودى

103

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

موشّح - مشتقّ از وشاح است به معنى حمايل و پيشانىبند . و در اصطلاح آن است كه در اوّل يا اوسط مصراع يا بيت ، حروف يا كلماتى آورده شود كه آن را بعينه يا به تصحيف جمع كنند ، بيتى يا مثلى يا نامى بيرون آيد ، مثال به اسم « اعلم » : آنى كه خداوند تو را دولت داد * عدلِ تو جهان‌پرور و قهرت جان‌كاه لافِ كرم و سخا تو را شايد از آنك * محروم نگردد ز درت بنده و شاه و موشّح را انواع است ، چنان كه اگر در سلك درختى نگارند « مشجّر » خوانند ، و اگر بر شكل حيوانى نويسند « مجسّم » و « مصوّر » ، و اگر بر شكل دايره ثبت كنند « مدوّر » نامند ، و على هذا القياس . امّا طريق مشجّر آن است كه بيتى نويسند طولانى كه آن به منزلهء تنهء درخت بود ، پس از اوّل كلمهء آن بيت آغاز كنند و ابيات ديگر يكى از يمين و يكى از يسار مىنويسند تا مشجّر تمام شود ، و اين ابيات به منزلهء شاخه‌هاى درخت بود . * * * و غير از اين در قدما صنايع بسيار شايع بود كه در رساله‌هاى عروض و قوافى داخل است و در اين زمان متروك گرديده ، لهذا در تحرير آنها چندان فايده‌اى به نظر درنيامد ، فمن أراد الاطّلاع عليها فليرجع إليها .