الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
492
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
به جد هم در ميان مورّخان شايع است و اما اينكه نام پدرش را ( حسين ) نوشته است اشتباه است . و فرزند مشار اليه ، سيّد نسّابه تاج الدّين ابو عبد اللّه محمد بن قاسم حسينى ديباجى استاد شهيد اول ( ره ) بوده « * » و پدر و فرزند بهعنوان ابن معيّه شهرت دارند . مشهور آن است كه كلمه « معيّه » را به ضم ميم و فتح عين بىنقطه و تشديد يا و هاء آخر ضبط كردهاند . مؤلف گويد : از آنچه كه از اجازه پشت نسخهء صحيفه كامله نقل كرديم ، برمىآيد كه سيد بن معيّه ، صحيفه را از ابن سكون و از عميد الرؤساء و آن دو تن از سيد بهاء الدّين يادشده روايت كردهاند و قائل ( حدثنا ) كه در اول صحيفه آمده است ، همين دو تن بوده بنابراين ، محلّى براى نزاع باقى نخواهد ماند . از يكى از سندهاى كتاب الاربعين من الاربعين عن الاربعين شيخ منتجب الدّين ، مؤلف فهرست استفاده مىشود كه سيد بن طاوس از ابن معيّه روايت مىكرده و ابن معيّه از شيخ منتجب الدّين مذكور روايت داشته است « * * » . ممكن است مراد از ابن معيّه ، مترجم حاضر باشد و گمان ندارم مراد وى پدرش حسن يا فرزندش تاج الدّين باشد زيرا به يقين نمىدانيم پدر مترجم از علما بوده باشد . و من در شهر اردبيل به نسخهء بسيار كهنى از صحيفه كامله دست يافتم كه بر آن به خط شيخ شهيد شمس الدّين محمد بن مكى چنين آمده بود . « صورت آنچه بر اصل اين صحيفه و نسخهاى كه به خط ابن سكون و به خط عميد الرؤسا رحمه اللّه تعالى بوده چنين است كه قرائت كرده اين صحيفه مباركه را سيد اجل نقيب اوحد عالم جلال الدّين
--> ( * ) شهيد اول در سال 753 ه . ق در شهر حلّه از وى روايت داشته است و در ذيل حديث پنجم اربعين خود ص 26 به اين سند اشاره كرده و ابن معيّه هم در آن سند از علم الدّين على بن عبد الحميد موسوى روايت مىكرده - م . ( * * ) اين سند در اربعين منتجب الدّين نيامده است و عبارت هم صحيح ادا نشده است و مراد از آن فهميده نمىشود و مفهوم ظاهرى آن اين است كه منتجب الدّين از سيد بن طاوس از ابن معيه از شيخ منتجب الدّين روايت كرده و چگونه چنين سندى را شيخ منتجب الدّين در كتاب خود آورده باشد و جز اين مطلب ديگرى فهميده نمىشود و بالاخره درست نيست - م .