الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

491

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

دائيش سيد تاج الدّين ابو عبد اللّه جعفر بن محمد بن معيّه روايت داشته و اين سند هم از برخى از سندهاى شهيد ثانى كه منتهى به صحيفه مىشود به دست مىآيد و ابو عبد اللّه جعفر ، دائى مترجم حاضر است نه دائى فرزندش محمد بن قاسم . سيد قاسم و فرزندش و ديگر بستگانش همگى از دانشمندان و فقيهان بوده‌اند . و خود مترجم حاضر از معاصران علّامهء حلّى بلكه از معاصران پدرش سديد الدّين يوسف است . من نسخه‌اى از صحيفهء كامله را در شهر ادرنه از شهرهاى روم ديدم كه اين نسخه از نسخهء يكى از علماى جبل عامل استنساخ شده بود و بر آن به خط كهنى چنين نوشته بود « صورت آنچه بر اصل نسخهء صحيفه كه به خط ابن سكون و عميد الرؤسا رحمة اللّه تعالى بوده به اين كيفيت است كه اين صحيفه ، را سيّد اجلّ نقيب اوحد عالم جلال الدّين عماد الاسلام ابو جعفر قاسم بن حسن بن محمّد بن حسن بن معيّه ( ادام اللّه علوه ) به سرحد كمال و با مهارت تمام قرائت كرد و من هم آن صحيفه را از سيّد بهاء الشرف ابو الحسن محمد بن حسن بن احمد از ديگر از رجال آنكه در پشت اين ورقه آمده است روايت كرده و به او هم اجازه مىدهم تا آنچه را كه به توقيف و تحديد من رسيده است روايت نمايد و الحمد للّه وحده » . مؤلف گويد : نسب مترجم به‌طورى كه در آغاز اين ترجمه نوشته‌ام ، به همان ترتيبى است كه بر پشت آن نسخه و ديگر منابع ديده‌ام و گاهى به‌طور اختصار ، از وى به عنوان قاسم بن معيه و امثال اين‌ها ياد كرده‌اند و ثابت است كه همگى عناوين متوجه به يك شخص مىباشد . شيخ معاصر در امل الآمل مىنويسد : سيّد ابو جعفر قاسم بن حسين بن معيّه حسنى ، فاضلى صدوق بود و فرزندش رحمة اللّه از وى روايت مىكرده « 1 » . مؤلف گويد : و خود او از دائيش تاج الدّين ابو عبد اللّه جعفر بن محمد بن معيّه روايت داشته است . باز گويد : شيخ معاصر ، انتساب او را به‌طور اختصار ايراد كرده است و انتساب

--> ( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 219 .