الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

470

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

اطلاع را داشت بهره‌گيرى مىنمودم ؛ در ضمن آن علم اصول و عربيت و لغت را نيز از او مىآموختم ، تا آنكه اتفاق افتاد وى به ديار مصر سفر كند . ازآنجاكه محبت بين ما بىاندازه بود ، بر من گران آمد كه از وى دور شوم و او هم متقابلا از مفارقت من ناراحت بود ، ناچار من و گروه ديگرى كه به درس او حاضر مىشدند همراه وى به جانب مصر عزيمت كرديم و از مصر به شهرهاى اندلس رفتيم تا به آخر حكايت « * » . مؤلف گويد : در حقيقت بايد گفت كه فضل بن يحيى راوى اين حكايت ، همان مترجم حاضر است و از رساله جزيره خضرا بدست مىآيد كه شيخ فضل بن يحيى ، شيخ زين الدّين را در حلّه ملاقات كرده و حكايت مزبور را بدون واسطه از وى نقل كرده است و اظهار داشته : شيخ زين الدّين احوال برادرم شيخ صلاح الدّين و پدرم شيخ يحيى را كه با آنها سابقهء آشنائى داشته جويا شده و من آن هنگام در شهر واسط مىزيستم و به درس شيخ عالم عامل شيخ ابو اسحاق ، ابراهيم بن محمد واسطى امامى تغمده اللّه برحمته و حشره فى زمرة ائمته . . . مؤلف گويد : در پايان نسخهء كهنى از كشف الغمة كه صحيح و اعراب‌دار بود و در مشهد مقدس حضرت رضا عليه السّلام و نزديك به روزگار مؤلف نسخه‌بردارى شده بود چنين يافتم كه شيخ فضل ( مترجم حاضر ) آن را بر وى قرائت كرده و از اربلى ، مؤلف آن كتاب هم اجازه داشته ؛ ولى اصل عبارات اجازه از شيخ فضل بوده و مؤلف ( اربلى ) در آخر اين مضمون را مرقوم فرموده : آرى آنچه را شيخ فضل نوشته صحيح است و به وى اجازه

--> ( * ) - مجلسى در بحار ، ج 52 ، ص 159 قصهء جزيره خضرا را با مقدماتى كه در بالا ترجمه شد ايراد كرده است و باب جداگانه‌اى در بخش آنها كه به حضور بقية اللّه شرفياب شده‌اند مقرر داشته و در آغاز آن مىنويسد : رساله جزيرة الخضراء كه به دست من آمد دوست داشتم پاره‌اى از مطالب را كه در آن آمده است و مربوط به حضرت بقية اللّه مىباشد در اين كتاب متذكر شوم و ازآنجاكه در اصول معتبره به آن برخورد نكرده‌ام باب مستقلى براى آن مقرر داشتم در پايان قصه مفصل جزيرة الخضراء مىنويسد : شيخ زين الدّين گفته در آن جزيره از علماى شيعه به غير از سيد مرتضى و شيخ طوسى و شيخ كلينى و ابن بابويه و محقق حلى از ديگران نامى به ميان نمىآمد - م .