الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
357
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
همچنين سيد بن طاوس در كتاب فتح الابواب مىنويسد : به خطّ شيخ على بن يحيى حنّاط چنين يافتم و ما به اجازهاى از او همه روايتهايش را نقل مىكنيم . در جاى ديگر از فتح الابواب مىنويسد : به خط شيخ على بن يحيى حنّاط ( رحمة اللّه ) چنين ديدم : و ما همگى روايتهايش را به توسط خود او روايت مىكنيم و خط او در ضمن اجازهاى كه در ماه ربيع الاول سال 609 ه . ق مرقوم داشته است در نزد ما موجود مىباشد . مؤلف گويد : خيّاط به فتح خاء نقطهدار و تشديد يا و پس از آن الف و طاء بىنقطه ، صيغه نسبت به خياطت ( دوزندگى ) است و احتمال دارد كلمهء مزبور به فتح حاء بىنقطه و تشديد نون نسبت به حنطه ( گندمفروشى ) باشد . در عين حال خياط ، مشهورتر و حناط در جمال الاسبوع و امثال آن نيز ضبط شده است و نسبت نخستين ( خيّاط ) در بعضى از سندهاى احاديث اربعين شهيد اول آورده شده است « * » . در ذيل اين ترجمه ، گزارش حال شيخ فقيه على بن يحيى بن على خيّاط سوراوى را متذكر خواهيم شد و از نظر من مترجم حاضر و سوراوى يكى خواهد بود . شيخ فقيه على بن يحيى بن على خيّاط سوراوى وى از علماى بزرگ بود . بهطورى از يكى از سندهاى احاديث اربعين شهيد استفاده مىشود : سوراوى از شيخ فقيه عربى بن مسافر عبادى روايت مىكرده و شيخ نجيب الدّين ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نما حلّى ربعى از وى روايت داشته است « * * » . و به حق بايد گفت مترجم حاضر با شيخ ابو الحسن على بن يحيى حنّاط ياد شده يكى است .
--> ( * ) و ( * * ) اربعين شهيد اول ( قدس سره ) در اين روزگار به طبع رسيده و در سند حديث سوم مرقوم فرموده است : خبر داد به من جلال الدّين ابو محمد حسن در ماه ربيع الآخر سال 752 در حله از پدرش نظام الدّين احمد از جدش نجيب الدّين ابو عبد اللّه محمد بن نما ، از شيخ فقيه على بن يحيى بن على خياط سوراوى از عربى بن مسافر تا آخر سند . بنابراين در اين سند ، خياط آمده و نجيب الدّين هم از وى روايت كرده است - م . ( * * ) اربعين شهيد اول ( قدس سره ) در اين روزگار به طبع رسيده و در سند حديث سوم مرقوم فرموده است : خبر داد به من جلال الدّين ابو محمد حسن در ماه ربيع الآخر سال 752 در حله از پدرش نظام الدّين احمد از جدش نجيب الدّين ابو عبد اللّه محمد بن نما ، از شيخ فقيه على بن يحيى بن على خياط سوراوى از عربى بن مسافر تا آخر سند . بنابراين در اين سند ، خياط آمده و نجيب الدّين هم از وى روايت كرده است - م .