الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
345
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
- هرگاه به پادشاهان عتاب مىكنم و با آنها سخنى كه بر خلاف انتظارشان باشد به زبان مىآورم چنان است كه با قلم خويش نقش بر آب مىكشم . - و برفرضى كه با كمال ناراحتى ، سر به زير افكنم و سخنى نگويم ازآنجهت مىباشد كه دوستى طبيعى مرا به تكليف وادار مىكند كه رعايت آن را بنمايم . على بن وصيف به كوفه رفت ، متنبى به مجلس او حضور پيدا مىكرد و مطالبى را كه از وى مىشنيد يادداشت مىنمود . از جمله دو شعر زير : كأنّ سنان ذابله ضمير * و ليس عن القلوب له ذهاب و صارمه كبيعته بخمّ * مقاصدها من الناس الرقاب - گويا سرنيزه دقيق و نازك او مانند دل است كه دلها به آن متوجهاند حال آنكه دلها به آن راهى ندارند . - و تيغ تيز او كه مانند بيعت او در خم غدير از جهت او گرفته شد گردنهاى گردنكشان را از پرش خون آنها روشن مىسازد متنبى هم دو شعر زير در پاسخ او گفت : كأن الهام فى الهيجا عيون * و قد طبعت سيوفك من رقاد و قد صفت الاسنّة من هموم * فما يخطرن إلا فى فؤاد - سرها در روز جنگ مانند ديدگان بيدارند و شمشيرهاى تو هم به خواب رفتهاند . - سرنيزههاى تو از اندوهها ترتيب يافته و جز در دلها ، در جاى ديگرى اثر نمىكند « 1 » . قاضى تاج الدّين ابو الحسن على بن هبة اللّه بن دعوىدار قاضى قم شيخ منتجب الدّين در فهرست گويد : وى فقيهى موجّه و باشخصيت بود . مؤلف گويد : ظاهرا اين مترجم ، با قاضى ظهير الدّين كه در ذيل آورده مىشود يكى باشد . هرچند شيخ منتجب الدّين وى را در ضمن دو عنوان ياد كرده است .
--> ( 1 ) - وفيات الاعيان ، ج 3 ص 369 ، و مطالب يادشده در بالا بهطور اختصار آورده شده است .