الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

344

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و نظير همين مطالب را ذيل احوال ملا عبد اللّه بن حاج حسين بابا سمنانى ، شاگرد ميرداماد كه به مناسبت شرب قهوه و امثال آن اظهار داشته بود متذكر شده‌ايم . و نظر مفصل خويش را در اين مسئله در باب پنجم از كتاب خود كه به نام ثمار المجالس و نثار العرائس مىباشد ارائه داده‌ايم . ابو الحسن على بن وصيف ناشى متكلم بغدادى پيش از اين به‌عنوان شيخ ابو الحسن على بن عبد اللّه بن وصيف ناشى اصغر حلاء متكلم بغدادى يادآورى شده و فاضلى عالم و كاملى شاعر و اديب و معاصر با شيخ مفيد يا اندكى پيش از او بوده است . ابن شهرآشوب در معالم العلماء ، آنجا كه از سرايندگان اهل بيت عليه السّلام كه آشكارا به ستايشگرى از ايشان پرداخته ، اظهار داشته است : ابو الحسن على بن وصيف ناشى متكلم بغدادى ، از باب الطاق بوده ؛ وى را به آتش سوزانيدند « 1 » . ابن خلّكان كه از علماى عامه است در تاريخ معروف خود مىنويسد : ابو الحسن على بن عبد اللّه بن وصيف ناشى اصغر حلّاء ، از سرايندگان نغزگفتارى است كه چكامه‌هاى زيادى در ستايش از اهل بيت عليهم السّلام سروده و متكلمى بنام بود . مراتب علم كلام را از ابو سهل اسماعيل بن على بن نوبخت متكلم فراگرفته و از بزرگان شيعه به شمار مىآيد . آثار بسيارى دارد و پدرش زيورهاى شمشير را كه به دستهء آن مىآويختند مىساخت ، به همين مناسبت او را حلّاء مىگفتند « 2 » . از سروده‌هاى اوست : اذا أنا عاتبت الملوك فانما * أخطّ بأقلامى على الماء احرفا و هبه ارعوى بعد العتاب أ لم تكن * مودّته طبعا فصارت تكلّفا

--> ( 1 ) - معالم ص 148 ، آنجا وى را به‌عنوان « ابو الحسين على بن وصيف بن يوسف معرفى كرده است . م . ( 2 ) - در تاريخ ابن خلكان آمده ، جدش وصيف ، زرخريد و پدرش عبد اللّه عطّار ( عطرفروش يا داروفروش ) بود و حلّاء بفتح حاء بىنقطه و تشديد لام و پس از آن ، الف و اين لقب را ازآنجا ، ويژه او قرار دادند كه زيورهائى از مس ، مىساخت - م .