الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

305

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

نجيب الدّين اشعار نغزى مىسروده و من او را پيش از بلوغم ديده‌ام و از مراتب علمى او استفاده‌اى ننموده‌ام و به توسط پدرش از جدش از شهيد ثانى روايت مىكرده و همچنين از مشايخ يادشده و ديگران . نجيب الدّين دانشورى خوش‌خط و باحافظه بود و اجازه‌اى براى فرزندش و همه معاصرانش صادر كرده است . سيد على بن ميرزا احمد در سلافة العصر از وى نام برده و گفته است ، در مقام فضل به سرحد نجابت رسيده و در علم و ادب به آستانه شگفتى قرار گرفت . باغهاى ادبش بشر را به باران بيان شاداب نمود و صداى دلنواز شكوفه‌هاى كلامش به همه گوشها رسيد . و اوست كه همگان را بر كنار سفرهء احسانش مىخواند . آرى اين خويهاى شايسته از نجيب ، عجيب نمىباشد . نجيب الدّين آثارى دارد كه همگى آنها دليل بر كثرت دانش و حاكى از كمال فرزانگى اوست و مردم را به سبك خود مىخواند و آنان را به رويهء خويش دعوت مىنمايد نجيب الدّين به سياحت پرداخت و طول و عرض سرزمينهايى را كه در نظر داشت به قدم همت خويش پيمود از جمله به حجاز و يمن و هند و عراق عجم و عرب مسافرت نمود و نتيجه سفر و گزارش مسافرتهاى خويش را در الرحلة كه سفرنامه اوست به نظمى بس لطيف سرود و سبك الصادح و الباغم « * » را در منظومه خويش پيگيرى نمود و با لطافتى كه در آن به كار برد بينى حاسد را به خاك ماليد ، من بر آن منظومه دست يافتم و ديدم به راستى زيبائى بر آن متوقف بوده و انواع زيبائىهاى لفظى و معنوى از آن هويدا مىگردد و من در كتاب خويش بخشى از رقايق و دقايق ابيات او را ايراد مىكنم . شيخ معاصر گويد : سيد عليخان پس از آن صد بيت از اشعار او را يادآورى كرده و من اندكى از آنها را در اينجا مىآورم . از آن جمله : يا امير المؤمنين المرتضى * لم ازل ارغب فى ان امدحك

--> ( * ) الصادح و الباغم و الحازم و العازم نام منظومه ابن هباريه است كه در ضمن هزار بيت به نظم درآمده و سبك كليله و دمنه را در آن رعايت كرده و مناظره ناسك و فاتك و مفاخره حيوان را عنوان مطالب منظومهء خويش قرار داده است - م .