الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

30

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

گفت : به كار خود مشغول است . ابو الحسن گفت : خدا به شما اجر مرحمت كند هم‌اكنون على بن بابويه درگذشت . قمىها گفتند : تاريخ ساعت و روز و ماه را ضبط كرديم پس از هفده يا هيجده روز خبر رسيد كه ابن بابويه در همان ساعت كه شيخ ابو الحسن ( قدس اللّه روحه ) اطلاع داده درگذشته است . ابن بابويه ( رضى اللّه عنه ) گويد : محمد بن اسود گفت كه على بن حسين بن موسى بن بابويه گفت كه پس از رحلت محمد بن عثمان عمرى تصميم گرفتم از ابو القاسم روحى درخواست كنم كه از حضرت بقية اللّه تقاضا كند تا از خداى متعال براى من فرزندى بخواهد . ابو القاسم تقاضاى مرا به پيشگاه مبارك تقديم داشت ، پس از سه روز به اطلاع من رسانيد مقام بقية اللهى فرموده است از خداى متعال تمناى تو را درخواست كردم ، مقرر شد فرزند بابركتى و فرزندان ديگرى به تو داده شود . ابو جعفر محمد بن على اسود گويد : از وى درخواست كردم همين تمنّا را براى من هم بنمايد ، پاسخى نداد و گفت : راهى به انجام خواست تو نمىباشد . وى گفته است همان سال محمد بن على به على بن بابويه داده شد و پس از او فرزندان ديگرى نيز به وى ارزانى گرديد و من از داشتن فرزند محروم گرديدم . ابن بابويه گويد : بسيار اتفاق افتاده هرگاه ابو جعفر محمد بن على اسود مرا مىديد كه براى فراگيرى حديث به مجلس استادمان محمد بن حسن بن احمد بن وليد ، رفت و آمد مىكنم و براى فراگيرى دانش و حفظ معلومات رغبت زيادى از خود نشان مىدهم ، مىگفت : از جديت تو شگفتى ندارم زيرا تو براثر درخواست امام زمان ( عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ) به دنيا آمده‌اى . ملا نظام الدّين قرشى در نظام الاقوال مىنويسد : ابو الحسن على بن حسين بن موسى قمى كه در روزگار خودش بزرگ قمىها و فقيه آنها و مورد وثوق ايشان بود ، به عراق رفت و در آنجا با ابو القاسم حسين بن روح ( رحمة اللّه ) ملاقات كرد و مسائلى را از او پرسيد . پس از آن نامه‌اى توسط على بن جعفر بن اسود براى ابو القاسم ارسال داشت كه در آن نامه اظهار داشته بود : نامهء جوف را تقديم حضور مبارك حضرت بقية اللّه بنمايد و