الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
266
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
بالاخره براثر اختلافى كه اتفاق افتاده است معلوم نيست دائى محمد بن يعقوب كلينى ( مؤلف كافى ) ، كدام يك از يادشدگان است و همچنين كدام يك از آنان به علّان ، شهرت داشته است . آرى موضوعى كه از كلام بيشتر رجاليها و طبق تصريحى كه امير مصطفى در باب القاب از رجالش نقد الرجال نموده استفاده مىشود كه علّان ، لقب على بن محمّد بن ابراهيم بن ابان كلينى و احمد بن ابراهيم كلينى و محمد بن ابراهيم كلينى است « * » و موضوعى كه باقى مانده اين است كه دائى محمد بن يعقوب كيست . آرى آنچه به تحقيق برخى از علما رسيده است آن است كه علّان لقب ابراهيم بن ابان يادشده است و او هم ، دائى محمد بن يعقوب كلينى مىباشد و هر دو تن محمد بن ابراهيم و احمد بن ابراهيم برادر و پسر دائيهاى محمد بن يعقوب بوده و على بن محمد بن ابراهيم نوادهء دائى او مىباشد در عين حال قابل ملاحظه و تأمل است . اشكالى كه جلب توجه مىكند ، آن است كه على بن محمد بن ابراهيم بن ابان كلينى در روزگار غيبت صغراى حضرت بقية اللّه ( ع ) مىزيسته و افتخار وكالت آن حضرت را داشته است . با توجه به اين موضوع ، چگونه ممكن است محمد بن يعقوب كلينى از ابراهيم مزبور كه جد على بن محمد ياد شده است روايت كند . يادآورى مىشود امير مصطفى در آخر كتاب رجال خود به نقل از خلاصهء علّامه حلى از وى ياد كرده است و او را از جملهء اصحابى قرار داده كه از سهل بن زياد روايت مىكرده و كلينى از ايشان روايت داشته است و از مترجم حاضر بهطورى كه ما در صدر اين ترجمه معرفى كردهايم ياد كرده و در حاشيه مىنويسد : چنانكه از كتابهاى رجال بدست مىآيد لفظ « ابن » ميان محمد و علّان سهوا لقلم ناسخ است « * * » .
--> ( * ) در باب القاب مجمع الرجال ، ج 7 ، ص 140 مىنويسد علان لقب محمد و احمد فرزندان ابراهيم بن ابان رازى و همچنين لقب على بن محمد و پدرش ابراهيم و جدش ابان مىباشد - م . ( * * ) در پاورقى مىنويسد : امير مصطفى ، مترجم حاضر را در ص 410 نقد الرجال نام برده است و حاشيهء مزبور در آنجا نمىباشد . آرى در ص 410 كه مترجم حاضر را بهعنوان لقب ياد كرده است چنان حاشيهاى وجود ندارد ليكن در ص 416 ذيل فائده ثالثه حاشيهء مزبور چنانچه ترجمه شد ايراد شده است - م .