الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
248
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
دعاى او برخوردار گرداند و كارهاى او را به خوبى به پايان رساند . به حق محمد و آله . و به وى اجازه دادم تا آن كتاب را روايت كند و فتواهاى آن را نقل نمايد و به فتواهايى كه اقرب و اشبه و اصح و اظهرند ، عمل كند و هرگاه در مسألهاى به اشكالى رسيد آن را متحمل دو فتوا بشناسد و به فتواى اول ، عمل كند و هرگاه به اشكالى كه مربوط به فتوا نبوده برخورد به كتاب ديگر يا به نظر ديگرى مراجعه نمايد . و همچنين به وى اجازه دادم تا به فتواهايى كه در آن كتاب و كتاب المختلف و كتاب القواعد و كتاب الارشاد و كتاب نهاية كه همه آنها از آثار جمال الدّين علامه است آمده به رويهاى كه در جاى خود معمول است از من از شيخ امام فخر الدّين ، از پدرش جمال الدّين روايت نمايد . و كتبه على بن محمد بن دقماق شريف حسينى در تاريخ 25 جمادى الاولى سال 806 ه . ق حامدا مصلّيا على نبيّه . و همچنين نقل از شرايع و مختصر را كه در اجازهء مزبور نيامده است به وى اجازه دادم و آثار شمس الدّين شهيد اول ( قدّس سرّه ) كه دروس ، لمعه ، شرح ارشاد ، البيان ، الذكرى ، القواعد و المسائل باشد و همچنين تمام مطالبى را كه به خط خود نوشته و فتواها و آثارى كه به وى منسوب است بتوسط شيخ جمال الدّين احمد بن شيخ به وى اجازه دادم » . مؤلف گويد : تا به اينجا ، آنچه را به خط شريف دقماق ديدم پايان يافته و بايد بگويم ، ظاهرا اجازه مزبور متضمن مطالب بيشتر بوده لكن محو شدن برخى از الفاظ ناخوانايى خط ما را از چگونگى آن محروم داشته است . پيش از اين به ترجمه سيد على بن دقماق و پارهاى از مطالب كه لازم بوده اشاره كرديم و به حق بايد گفت كه مترجم حاضر همان نامبرده پيشين است . و بر پشت همان نسخه يكى از فضلا چنين نوشته است : سيّد على بن محمد بن دقماق كه خدا ما را از بركاتش منتفع گرداند و به عمرش بيفزايد ، اجازه داده است به شيخ قوام الدّين عبد اللّه بن سيف بن تائب كه به جميع تأليفات شيخ اجل شمس الدّين بن مكى ، شهيد اول ( قدّس اللّه روحه و نوّر ضريحه ) كه عبارت از الدروس ؛ شرح الارشاد و القواعد باشد و همچنين به همگى آنچه به خط او بوده و يا به وى انتساب دارد عمل نمايد . و باز به وى اجازه داده