الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
243
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
دانشورى عالىهمت بود و انديشهء حكومت بر مردم را در سر مىپرورانيد و با همين انديشه به مصر رفت و بر آنجا استيلا پيدا كرد و زمام امور را به دست گرفت . طولى نكشيد به حيلهء يكى از يارانش دچار شد و به زندان افتاد تا درگذشت « 1 » . تهامى ، مديحههايى دربارهء اهل بيت عليهم السّلام دارد . ابن خلكان در تاريخ خود از وى نام برده و از او ثناگسترى نموده و از اشعار او ، ابيات ذيل را متذكر شده است « 2 » : قلت لخلّى و ثغورا لربا * مبتسمات و ثغور الملاح أيّهما أحلى ترى منظرا * فقال لا أعلم كل اقاح - به دوست خودم درحالىكه ، دندانها و سرنيزهها لبخند مىزدند . - گفتم كداميك از اين دو زيبامنظرترند ؟ در پاسخ گفت : از اين معنى اطلاعى ندارم . همين اندازه مىدانم . هر دوى آنها خواهش ما را روا ، نمىسازند . و باز گفته است : بين كريمين مجلس واسع * و الودّ شىء يقرب الشاسع و البيت ان ضاق عن ثمانية * متسّع بالوداد للتاسع - در ميان دو شخص باكرامت و باارزش ، محل وسيعى است و دوستى هم چيزى است كه دور را نزديك مىسازد . - و خانه هرگاه محل اجتماع هشت تن بيشتر نباشد ، دوستى آنجا را ، فراخى داده و نه تن را در آن ، جاى مىدهد . و باز گفته است : و اذا جفاك الدهر و هو أبو الورى * طرّا ، فلا تعتب على أولاده - روزگار كه امور همهء مردم را به عهده گرفته است هرگاه درصدد آزار تو ، برآيد با فرزندان آن ، درشتى مكن . و باز گفته است :
--> ( 1 ) - دمية القصر ، ص 52 . ( 2 ) - وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 60 .