الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

244

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و ما عشقى له وحشا لانّى * كرهت الحسن و اخترت القبيحا و لكن عزت ان أهوى مليحا * و كل الناس يهوون المليحا - علاقه‌مندى من به او ، بر خلاف انتظار نمىباشد براى اينكه من از زيبائى متنفرم و زشتى را بر زيبائى برترى مىدهم . - در عين حال ، پس از اين تصميم دارم تا زيبا چهره را دوست بدارم ، براى اينكه همهء مردم ، زيباچهرگان را دوست مىدارند . و در ضمن قصيده‌اى گفته است . انى لا رحم حاسدى لحرّ ، ما * ضمّت صدورهم من الاوغار نظروا صنيع اللّه بى فعيونهم * فى جنّة و قلوبهم فى النّار لا ذنب لى قد رمت كتم فضائلى * فكانّا برقعت وجه نهار ألا سعوا سعى الكرام فأدركوا * أو سلموا لمواقع الاقدار - به آنها كه نسبت به من حسدورزى مىنمايند ، مهربانى مىكنم . زيرا دلهاى ايشان از كينه‌هاى زيادى كه عليه من دارند افروخته شده است . - آنان احسان خدا را كه نسبت به من ارزانى داشته است مشاهده مىكنند از اين است كه چشمهايشان در بهشت است و دلهايشان در آتش . - گناهى مرتكب نشده‌ام ، تنها گناه من آن است ، كه : بخششهاى خدا را نسبت به خود ، پوشيده داشته‌ام ، گوئيا از اين راه ، بر رخسار روز پرده‌اى افكنده‌ام . - از اين پيش‌آمد در شگفتم كه چرا آنان ، مانند نيك‌مردان ، نمىكوشند تا حقيقت را به دست آورند ، و چرا در برابر مقدرات الهى ، سر تسليم فرود نمىآورند . و امثال اين‌ها ، از سروده‌هاى ديگر ، ديوان تهامى در حال حاضر ، در نزد ما موجود است ليكن به آنچه ، ابن خلكان اشاره كرده اكتفا نموديم « 1 » . مؤلف گويد « 2 » . . .

--> ( 1 ) - امل الآمل ، ج 1 ، ص 128 . ( 2 ) - در وفيات الاعيان مىنويسد : تهامى چهار روز مانده از ماه ربيع الآخر سال 416 ه . ق در خزانة البنود كه زندان قاهره است به زنجير كشيده شد و در نهم جمادى الاولى همان سال بطور مخفيانه از پاى درآمد و كشته شد .