الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

166

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مىكرده است . براى آنكه از ظاهر عبارت استفاده مىشود كه منظور از ابو الحسن علوى ، مؤلف كتاب المجدى و امثال آن است و مؤلف مزبور هم از معاصران سيد مرتضى ( ره ) بوده است و محتمل است مراد وى ، دانشور ديگرى غير از المجدى باشد . در پشت نسخه‌اى از كتاب مجالس المؤمنين سيد قاضى نور اللّه شوشترى ( رضوان اللّه تعالى عليه ) به خط يكى از فضلا به فوائد و يادداشتهايى ارزنده دست يافتم كه فاضل مزبور ، آنها را از شرح المصباح الصغير نقل كرده بود . در ضمن همان يادداشتها آمده است كه شرح يادشده از آثار سيد على بن عبد الكريم بن على بن محمد بن على بن عبد الحميد حسينى ( ره ) مىباشد و در جاى ديگرى از آن يادداشتها آمده است كه آنچه يادداشت شد از كتاب ايضاح المصباح لاهل الصلاح نقل شده است و جامع آن كتاب سيد فاضل كامل على بن عبد الكريم است . . . و ملا محمد تقى بن محمد رضا رازى در رسالهء نوروزيه ، تصريح كرده است كه شرح المصباح الصغير از آثار سيد على بن عبد الحميد نسّابهء نجفى است . مؤلف گويد : بعيد نيست ، سيدى كه فاضل مزبور در يادداشتهاى خود نام برده است ، همان سيد بهاء الدّين على بن عبد الكريم مترجم حاضر بوده باشد كه ما اين شرح حال را به خاطر او نوشته‌ايم و چنان كه مىدانيم حذف برخى از اسامى در نسب افراد ، معمول است و ازاين‌پس در ترجمهء او به يارى خدا ، به آنچه حذف شده است اشاره خواهيم كرد . آرى از كتاب الدّر النضيد يادشده معلوم مىشود كه سيد عبد الحميد جدّ اوسط مترجم حاضر بوده است و گذشته از اين بايد گفت كه كتاب شرح المصباح الصغير و كتاب ايضاح المصباح لاهل الصلاح كتاب واحدى بوده است كه ارباب تاريخ و تذكره آن را به دو عنوان نام مىبرند . يادآورى مىشود ابن ابى جمهور احساوى در اوائل غوالى اللئالى از ابن فهد حلّى نقل كرده است . گفت خبر داد به من سيّد بهاء الدّين على بن عبد الحميد گفت روايت كرد براى من خطيب واعظ استاد و شاعر ، يحيى بن نجل كوفى كه از گويندگان زيديها بود از