الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
61
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
برگماشت و به طريقهء آن اشاره كرد . بطورىكه سيوطى در طبقات النحات اظهار داشته است : ابو الاسود از بزرگان تابعان بوده است و در انديشه و خرد كاملترين مردم روزگار بشمار آمده است . ابو الاسود شيعهمذهب و سرايندهاى حاضرجواب ، و در گفتارش مورد وثوق بوده و نخستين كسى است كه قرآن را نقطهگذارى كرده است . زمخشرى در ربيع الابرار مىنويسد : در يكى از روزها معاويه هداياى چندى از جمله حلوايى براى ابو الاسود فرستاد . چشم دخترش به آنها افتاد ، از وى پرسيد اين تحفهها از كجاست ؟ در پاسخ گفت : اين هديهها را معاويه براى ما فرستاده است تا از راه حيلهگرى دين ما را از ما بازستاند دخترش اين دو بيت را سرود : أ بالشهد المزعفر يا ابن حرب * نبيع عليك احسابا و دينا معاذ اللّه كيف يكون هذا * و مولانا أمير المؤمنينا اى پور حرب مىخواهى با حلواى زعفرانى كه براى ما گسيل داشتهاى دين و خاندان خود را به تو بفروشيم ، از اين تصميمى كه گرفتهاى به خدا پناهنده مىشويم و چگونه حيلهء تو در ما اثر نكبتبارى به وجود آورد و حالآنكه صاحب اختيار ما امير المؤمنين است . بيهقى گفته است : نحو بهمعناى استوارى و پايدارى است و گويا علم نحو راهى است كه عرب مىتواند به وسيلهء آن لغت خود را پايدار بدارد . بعضى گفتهاند : [ نحو ] بهمعناى مثال است ، مثلا مىگوييم هذا على نحوه اين چيز همانند آن چيز است . خليل گفته است : نحو بهمعناى قصد است براى اينكه حضرت على ( ع ) هنگامى كه شنيد مردى در خواندن اشتباه مىكند به ابو الاسود فرمود : براى كلام عرب قانونى تدوين كن چه آنكه نبطيها و تازى شبيهان فراوان گرديدهاند و آنگاه كه ابو الاسود قانون نحو را وضع كرد حضرت مولى ( ع ) فرمود : چه زيباست راهى را كه برگزيدهاى ؛ سپس به عرب مانند آن فرمود : به همان آهنگ كه ابو الاسود رفته است رفتار كنيد و راهى را كه او پيموده است بپيماييد . پايان آنچه از روضة العارفين نگاشته شد . مؤلف گويد : گاهى ابو الاسود اخبارى را از پيامبر بدون واسطه ، و زمانى با واسطه