الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
73
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
ظهير الدّين در ديباچه انموذج علومش گويد ، مجلد اوّل از شرح الهياتش در سفر حج مفقود شد و از آثار ديگرش حاشيه شرح اشارات و حاشيهاى بر شرح جديد تجريد حاشيهاى بر كشاف و رساله الانموذج الابراهيمية است كه در فوق بدان اشاره شد و علاوه بر اينها رسالههايى هم در علم كلام تأليف كرده است . ظهير الدّين در سال 1025 هجرى در روزگار شاهعباس درگذشت . وى فنون عقليات را از امير فخر الدّين سماكى فرا گرفت امير اجازهاى براى او نوشت و در آن اجازه وى را ستوده است . از امور شگفتآورى كه به وى نسبت داده شده است آن است كه ظهير الدّين از مسائل شرعيه و آثار معصومين و اقوال فقهيه بىاطلاع بود به حدى كه گويند براثر بىاطلاعى از مبانى شرعى از خون احترازى نداشت و مسجد را آلوده به خون مىكرد و نمىدانست كه نجس است و خدا دانا است « 1 » . در تقويم البلدان بدين خلاصه مىنويسد ، ميرزا ابراهيم همدانى مشهور به قاضىزاده همدان از دانشوران روزگار شاهتهماسب و شاهان پس از او بود و از سادات طباطبايى حسينى است . پدرش داور همدان بود و امور شرعى آنجا را اداره مىكرد و فرزندش ميرزا ابراهيم ، در قزوين مىزيست و به كسب دانش اشتغال مىورزيد و علوم عقليه را از محضر علامه علاء امير فخر الدّين سماكى استرآبادى فرا گرفت و در علوم حكميه ترقى فوقالعادهاى كرد و كارش از اين نظر بالا گرفت و پس از مرگ شاهتهماسب و درگذشت پدرش ، به داورى همدان برگمارده شد ليكن او كمتر
--> ( 1 ) - انتساب فوق از جمله خيالات متفقهان بوده كه سعى داشتند هرچه بيشتر حكما و دانشوران عقلى را از نظر اجتماع بيندازند و آنان را لكهدار كنند و به راستى اين انتساب با اهميتى كه وى از نظر شيخ بهايى و محمّد بن خاتون عاملى داشته كه در اين كتاب و در تذييل آن آمده است ، بر خلاف واقع بوده و نسبتى خداناپسند است - م .