الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
74
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
به كار قضاوت مىپرداخت و از جانب خود نايبانى براى امور داورى معين كرده بود . قاضىزاده بيشترين اوقاتش را به مباحثه و مطالعه برگزار مىكرد . و پس از آنكه شاهعباس به تخت سلطنت جلوس كرد به لشكرگاه وى رفت و در پيشگاه او معزز و محترم بود . شاهعباس مقدم او را گرامى داشت و هدايا و بخششهاى زيادى به وى اعطا كرد ، از جمله اين هداياى شاهانه ، كيسهاى كه هفتصد تومان عباسى در آن بود به وى اهدا كرد تا از اين راه ديونش را بپردازد . چنانكه نوشتيم قاضىزاده در فنون عقليات مهارت ويژهاى داشت و به همين مناسبت نظريات عقلى او مقبول علما و فضلاى معاصرش بود . سال 1026 هجرى كه شاهعباس به كارزار گرجستان رفته بود ظهير الدّين از وى مرخصى خواسته و عازم همدان شد در بين راه اجلش فرا رسيد و ديده از جهان فروبست . ملا نصير الدّين همدانى كه از علماى آن عصر و يكتاى دهر بود و در سرايندگى و نامهنگارى مهارت داشت در تاريخ وفات او چنين گفته است : . . . تا شد همهدان از همدان * با آل عبا كرد به فردوس قران باشد عدد آل عبا تاريخش * چون ضرب كنى در همه دان همدان اين بود خلاصهء آنچه مؤلف تقويم البلدان در اينباره آورده است . گويند در ميان او و شيخنا البهايى ، برادرى و صدق و صفاى بيرون از اندازه بود و شيخ بهايى او را مىستود و علم و فضلش را توصيف مىكرد و او را بر سيد داماد كه معاصر هر دو بود برترى مىداد . شيخ بهايى در پاسخ نامهاى كه از سوى قاضى به وى رسيده بود و ما در ضمن شرح حال شيخ ، بدان اشاره خواهيم كرد چنين مرقوم فرموده است : يا غائبا عن عينى لا عن بالى * القرب اليك منتهى آمالى