الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

285

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و « مهرجان » عيد معروفى است از عيدهاى پارسيان كه آن را مهرگان مىگويند . و معناى بيت اين است : به يك مژده اكتفا مكن بلكه ، امروز دو مژده بده يكى براى ديدار رخسار داعى و ديگرى به جهت فرا رسيدن روز عيد مهرگان ، بنابراين ، غرة الداعى و يوم المهرجان هر دو بدل براى بشريان است . علامه تفتازانى ، در اواخر مطول مىنويسد : علت اينكه داعى اين شعر را به فال بد گرفت براى آن بود كه شاعر در شعر خود به « لا » ى نفى آغاز كرده است . و در همان كتاب مىنويسد : هنگامى كه داعى اين شعر را به فال بد گرفت خطاب به شاعر گفت : هرگاه مصراع ثانى را مقدم بر مصراع اوّل داشته بودى آغاز به حرف « لا » نكرده بودى . شاعر گفت ، چگونه آغاز به حرف « لا » بد است و حال آنكه بهترين كلمه « لا إله الّا اللّه » است ، كه در آن آغاز به حرف « لا » شده است ، داعى پاسخ او را پسنديد و جايزه خوبى به او داد . ديگرى گفته است ، علت تطير داعى به آن شعر آن بوده كه ، روز مهرگان را در شعر خود آورده است و روز مهرگان هم آخرين روزهاى نشو و نماى گياهان است و او روز مهرجان را مقرون به رخسار داعى كه همواره با طراوت بوده ساخته است « 1 » .

--> ( 1 ) - تاريخ جهان‌آرا مىنويسد : ازآنجاكه مردم طبرستان از سلوك گماشتگان طاهريه به ستوه آمده بودند وى را به سلطنت آنجا دعوت ، و با او بيعت كردند و او را ملقب به ، داعى الخلق الى الحق كرده و او هم در آن ملك شعار تشيع ساخته به امر به معروف و نهى از منكر پرداخت و پس از نوزده سال و هشت ماه و شش روز فرمانروايى ، در روز دوشنبه 22 رجب سال 270 درگذشت . سيد ظهير مرعشى در تاريخ طبرستان مىنويسد : مردم طبرستان به پيشنهاد محمّد بن ابراهيم كه از سادات حسنى بود با داعى كه داماد وى بود بيعت كردند . داعى كه حسن بن زيد باشد در مدينه متولد شده و در شجاعت و كشوردارى بىنظير بود . داعى روز پنج‌شنبه 27