الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
286
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
مؤلف در پايان ترجمه مىنويسد : مرتضى و مجتبى كه دو فرزند داعى حسينى مىباشند از مشاهير مشايخ ابن شهرآشوب و غير او مىباشند و چنان مىپندارم كه داعى مترجم ما از نياكان آن دو بوده باشند به احوالشان مراجعه شود . 88 - سيد عز الدّين حسن بن زيد بن جعفر حسينى وى ، فاضلى عالم و جليلالقدر بوده است و به خط ، يكى از افاضل روزگارش ديدهام كه اين سيد در سال 715 هجرى متولد شده و در ماه شعبان سال 803 هجرى در حلب درگذشته است . و تقريبا نود سال زيست كرده است رحمه اللّه . 89 - شيخ جمال الدّين ابو منصور حسن بن شيخ زين الدّين بن على بن احمد معظمله ، فرزند شهيد ثانى است و به زودى نام و نشان او را به عنوان حسن بن زين الدّين على بن احمد متذكر خواهيم شد .
--> - رمضان به كجور رفت و در روز عيد خطبه به نام او خواندند و پس از آن در چالوس و ديگر جاها به نام او خطبه خوانده شد و روز 20 شوال به آمل رفت و از مردم آنجا بيعت گرفت . داعى پس از آسودگى از دست مخالفان مقر خود را آمل قرار داد و نامهها به اطراف فرستاد در آن روز ابو مقاتل ضرير ( كور ) كه سرايندهاى بود قصيدهاى براى او ساخت . در آغاز آن گفته بود اللّه فرد و ابن زيد فرد ، داعى گفت چرا نگفتى ابن زيد ، عبد در حال ، خود را از تخت به زير انداخت و مىگفت و رخسار به خاك مىماليد اللّه فرد و ابن زيد عبد سپس دستور داد تا شاعر را به ضرب سيلى از دربارش بيرون كردند بعد از چندى شاعر آمد و قصيدهاى در پوزش سروده بود ليكن مقبول نيفتاد تا روز مهرگان كه بيست و پنجم اسفند باشد و قصيدهاى را خواند كه مطلعش : لا تقل بشرى و لكن بشريان به همان شرحى كه در متن نوشته شد مورد تقرب قرار گرفت . داعى نسبت به سادات علاقه خاصى داشت چنان كه هرگاه حركت مىكرد سيصد سيد شمشيرزن همراه او بودند . داعى پيش از درگذشتش دستور داد در محله راستگوى مقبره عالى براى او ساختند و موقوفاتى براى آنجا تعيين كرد و روز دوشنبه سوم رجب سال 270 درگذشت ، و در همانجا مدفون شد . در روز وفات داعى اختلاف است - م .