سلطان محمد مطربي سمرقندي

89

تذكرة الشعراء ( فارسي )

دامى است گسترانده اجل در فضاى دهر * بيرون نجسته است از اين دام هيچ‌كس اى « مطربى » به روح شريف لطيف او * پيوسته مىفرست دعا را به هرنفس يا رب به حق حرمت جود و عطاى تو * بادا غريق رحمت بىمنتهاى تو « 1 » مرثيه و قصيدهء مسمط ديگر اين كهنه باغ را كه دلانام عالم است * در وى گل نشاط دريغا عجب كم است گلهاى تازه‌اش همه خون بسته داغهاست * در وى فتاده ريزهء الماس شبنم است مرغان نغمه‌سنج وى اهل مصيبت‌اند * بزم فرح‌فزاش علا لاى ماتم است كأسش ز يأس و ميوهء او شيوه‌هاى بد * شربت ز كربت آمد و طعمش همه سم است آن كاسه‌اى كه بهر حريفان بزم اوست * از كاسهء سر كى و كيكاوس جم است صد تيغ درد و غصّه و صد خنجر جفا * در زير خاك رفتن ذات مكرّم است مهر سپهر فضل محمد شهاب دين * درّى كه بود خاتم افضال را نگين دردا كه رفت و نشتر غم بر دلم خليد * خوناب جاى آب ز چشمم فروچكيد افكند غصّه بار اقامت به ملك تن * عيش و نشاط و صبر و قرار از دلم رميد رفت آن‌چنان ز ديده كه پيك سرشك من * هرچند قطره زد ز قفايش نشان نديد آن دردمند غمزده داده مصيبتم * كز ثقل بار غصّه و غم قامتش خميد اى واى با كه حال دل خود بيان كنم * كز فرقتش به جان و دل من چها رسيد چرخا چه داغ بود كه ماندى به جان من * كز تاب آن بسوخت تن ناتوان من

--> ( 1 ) . تذكرة الشعرا ، ش 83 . اين مسمّط در سوگ و تاريخ فوت خواجه هاشم بخارايى است .