سلطان محمد مطربي سمرقندي
90
تذكرة الشعراء ( فارسي )
اى آرزوى جان و مراد دل پدر * بس مشكل است در غم تو مشكل پدر حاصل ز عمر بود وجود تو در جهان * اكنون به باد رفته همه حاصل پدر خورشيدوار روى تو عالمفروز بود * رفتى و بىتو تيره شده محفل پدر غايب شدى چو يوسف ثانى عزيز من * بيت الحزن شده ز غمت منزل پدر ديوانه گشتهام سخن من به ربط نيست * يك دم چه مىشود كه شوى مايل پدر اى نور ديده حال دلم را بيا و بين * زين خواب ناز ديدهء خود را گشا و بين اى صدهزار حيف ز حسن و جمال تو * وز لطفِ خلق و خوبى فضل و كمال تو از تندباد حادثه افتاد اى دريغ * بر خاك دهر قامت نازك نهال تو كو آن خرام قامت و كو آن نشست و خاست * كو آن شكرفشانى و شيرينمقال تو از سينه تاب آتش غم شعله مىزند * هرگه كه مىكنم نفسى من خيال تو من خود اسير محنت و اندوه و فرقتم * آيا به زير خاك چسان است حال تو اى رفته زير خاك به صد محنت و اسف * وز چشمهء حيات نخورده به غير كف اى دل بيا به محنت هجران صبور باش * وز صبر هرچه بر سرت آيد شكور باش تسليم شو رضا به قضاى خداى ده * وز هرچه جز رضا به قضا زو به دور باش از تنگناى جهل وز ظلمتسراى او * بيرون برآى « مطربى » و غرق نور باش جهدى نماى و دامن مردان مرد گير * وز اختلاف اهل زمانه نفور باش روى خلاص نيست كسى را چو از اجل * بشنو نصيحت و پى عيش حضور باش دايم به گرد كعبهء دلها طواف كن * آيينهء ضمير ز زنگار صاف كن « 1 » * * *
--> ( 1 ) . تذكرة الشعرا ، ش 319 . اين مرثيهء مسمط را مطربى در سوگ شهاب الدين محمد متخلّص به ضابطى فرزند شاه حسين ديگريزى سروده است .