سلطان محمد مطربي سمرقندي

650

تذكرة الشعراء ( فارسي )

ايشان مريد شيخ احمد غزّالى و ايشان مريد شيخ ابو بكر نسّاج و ايشان مريد شيخ ابو القاسم گرگانى كه محلّ اجتماع اين سلسله است ، به سلسلة الذّهب حضرت خواجگان - قدّس اللّه ارواحهم - و جناب شيخ شريفى در ايّام شباب نفس نفيس خود را ، در خلوت قالب ، مجاهده فرموده ، به صيقل ذكر دل آينه و روح پرفتوح را ، به‌طورى مصفّا و مجلّا گردانيده‌اند كه محل مشاهدهء شاهدان اسرار خفى و انوار غيب الغيبى ، گشته بودند و ايشان را مريدان وافى الاخلاص كافى الاختصاص ، بسيارند . طبع خوب داشتند و گاهى در غلبهء احوال ، واردات غيبيّه را در رشتهء نظم مىكشيدند و اين مطلع شريف والد بزرگوار خود را چنين تتبّع نموده‌اند : لوالده - قدّس سرّه - : كسى داند در اين ميخانه ذوق زندگانى را * كه سازد صرف پير دير ايّام جوانى را تتبّع : اگر دانستمى پيرى و حال ناتوانى را * ز كف كى دادمى بيهوده ايّام جوانى را و حضرت مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، اين‌چنين گفته‌اند : مطلع : اگر خواهى كه در پيرى نبينى ناتوانى را * به خوبان تا توانى صرف كن نقد جوانى را و ميرم سياه ، در همين اسلوب مطلعى « 1 » دارد و آن اين است : مطلع : از آن روزى كه بس كردم شراب ارغوانى را * دگر هرگز نديدم روى عيش و شادمانى را و جناب خواجه حسين صدر عبيد اللّه خان - نوّر مرقده - چنين گفته : مطلع : بده ساقى به دور گل شراب ارغوانى را * غنيمت دان بهار عمر و ايّام جوانى را و جناب شيخ شريفى ، به حضرت مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، طريق محبّت داشتند

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( مصلعى ) .