سلطان محمد مطربي سمرقندي
641
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 271 » ] رندى عراقى [ قرن دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] رندى عراقى ، اهليّت داشته و به لعب شطرنج غريب حريص بوده و اكثر به خواجههاى آن ولايت ، به خصل مىباخته . هرگاه كه شخصى مر شخصى را به اين لفظ دشنام مىداده كه : « كون زنت فراخ » رندى به غايت مىبرآشفته و از گفتن اين لفظ ، بسيار وحشت مىكشيده ! اتفاقا روزى به يكى از خواجگان شطرنج مىباخته و خواجه خواست كه رندى را ملزم سازد ، هرگاه كه شطرنج را برمىداشته و در خانه مىگذاشته ، به جاى لفظ كشت ، « كون زنت فراخ » مىگفته ، چون اين حركات به تكرار واقع شده ، رندى بسيار محنت كشيده ، نوبتى چون شطرنج را گذاشته و لفظ مذكور را گفته ، رندى اين بيت را بديهة گفته ، خوانده كه : بيت : اى خواجه سخن تو همچو دُر مىگويى * چون كون زنت فراخ پر مىگويى [ 273 ] رشحى بلخى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] رشحى بلخى ، به وضع طالب علمى بوده و اشعار را ، به غايت نيكو مىگفته و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در هندوستان متوطّن بوده ؛ گفتار خوب دارد و اين غزلش در ولايت سمرقند ، شهرت غريب يافته است :
--> ( 271 ) . رندى عراقى يا رندى بغدادى كه در قرن دهم هجرى مىزيسته و از تاريخ تولد ، زادگاه و مرگ وى اطلاعى در دست نيست : صحف ابراهيم ، برگ 126 ( ش 141 ) ؛ تذكرهء روز روشن ، ص 259 ؛ تحفهء سامى ، ص 276 كه او را تحت عنوان زندى آورده است ؛ الذريعه ، 9 / 2 / 385 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 395 .