سلطان محمد مطربي سمرقندي

633

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 264 ] [ ربيعى تاشكندى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ربيعى ، تخلص جناب فضايل‌مآب قاضى محمد ربيع تاشكندى است . مشار اليه از قاضىزاده‌هاى ولايت مذكور است . در سمرقند و تاشكند و بخارا ، تحصيل نموده ، اهليت تمام حاصل كرده بود و نزد بعضى از سلاطين نيز ، معزّز مىنمود . چند روزى در ايّام سلطنت حضرت دوستوم سلطان ، به قضاى معسكر تاشكند ، منصوب بود . طبعش به غايت پاكيزه و گفتارش سنجيده است و به فقير طريق محبّت داشت و گاهى به منزل اين كمينه ، در سمرقند تشريف مىآورد و اين غزل از گفتار اوست : غزل : دلم در هجرت اى مه تير محنت را نشان گشته * ز محرومى ديدارت قد من چون كمان گشته ره صحراى غم بگرفته مىخواهد دل زارم * در اين وادى شود بسيار رسواى جهان گشته ز بهر آن به گرداب غم و اندوه افتادم * كه آب چشم من از گريه بحر بيكران گشته از آن آوارگى جستم ز جاى خود من بيدل * كه ديدم ماه من چشم‌وچراغ ديگران گشته خدا را اين‌چنين غافل مباش از ناتوان خود * كه ز اندوه و غمت قدّ « ربيعى » چون كمان گشته