سلطان محمد مطربي سمرقندي

634

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 265 » ] رزمى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] رزمى ، اسم ساميش ميرزا معصوم است و به ميرزا اكه بىقوشچى ، قرابت قريب دارد . تولّد در ولايت هندوستان نموده ، در بخارا نشوونما يافته ، در لباس سپاهيگرى سلوك مىنمود ، خالى از فضلى نبود . مدتى است كه به جانب هندوستان سير كرده ، طبع دقيق دارد و اشعار را چنان به دقت مىگويد كه در درك معانى آن عقل را حيرانى روى مىدهد ، اكثر چنان است كه ابيات او به يك خواندن ، متعقّل نمىشود و اين غزل را گفته ، به دعايى شاعر ، به فقير فرستاد : غزل : گر به هوا برد صبا طرّهء مشكساى را * طاير سنبلين پرد سايه دهد هماى را شير ستم به بيشه و كين تو چيست در طلب * آهوى او ز شوق او وه كه شكسته پاى را بلبل دل نمىخورد آب ز چشمهء خضر * شبنم روى گل بده مرغ سخن‌سراى را آينه‌اى است كون از او ديدهء پاك‌بين طلب * خواه به كعبه در بوبين خواه به بت خداى را آتش و « رزميش » لقب گم شده در ره طلب * رانده در اولين قدم عقل عقيله‌زاى را و اين غزل را ، اين فقير چنين تتبّع نموده ، فرستاد : غزل : پيش ره صبا منه زلف گره‌گشاى را * چند به دام عنبرين بند كند هماى را زهره به چاه عارضت خواست برابرى كند * گوش گرفت عاقبت سنبله كرد جاى را ملك دل محبّتم لشكر شاه عشق شد * نيست در آن مقام ره عقل عقيله‌زاى را ميكده از ره صبا كعبه بود دلا در او * چون بدهند ره منه بىادبانه پاى را در ره عشق « مطربى » عجز و نياز پيشه كن * نيست چو هيچ منزلت مردم خودنماى را

--> ( 265 ) . رزمى شاه كه در زمرهء سپاهيان شاهزاده محمد شجاع بوده است : صحف ابراهيم ، برگ 129 ، ( ش 187 ) .