سلطان محمد مطربي سمرقندي
617
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 253 » ] [ قريشى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] قريشى ، تخلّص شريف نتيجة الاولياء العظام و سلالة الاتقياء الكرام ، زبدهء دودمان سيادت و قدوهء خاندان جلالت ، عرب خواجه ابن بهادر خواجه است كه از احفاد امجاد حضرت قطب الاقطاب سيّد اتا - قدّس سرّه - مىباشند . خواجهء مشار اليه تولّد در بخارا كرده ، تحصيل نموده ، اهليّت تمام دارند . به حدّت طبع معروف و جودت فهم موصوفاند . در طريق موىشكافى ، بىبدل و در سبيل نكتهسنجى ، مشهور به مثلاند . ذات بابركات ايشان ، به انواع فضايل آراسته است ، خصوصا خط نسخ و نستعليق را چنان خوب مىنويسد كه از عكس هرحرفى فرحى و از صورت هرخطّى ، حظّى روى مىنمايد و در وادى تذهيب و تصوير و ساير امور نقاشى ، ثانى مانى و به از بهزاد زادهاند و به مضمون : « انّ فى كلّ نغمة من النغمات الموسيقيّة سرّ من الأسرار الإلهيّة » در علم موسيقى نيز ، دستى دارند ؛ ضرب و نطق ايشان ، موافق و اداى نغمات ايشان ، در حدّت و ثقل مطابق مىنمايند و سهتار را ، چنان خوب مىنوازند كه همهء سازندگان قوانين ايقاع و نوازندگان موازين تاليف ، در تحسين ايشان متفق القول گرديده ، به مدايح ايشان ، رطب
--> ( 253 ) . امير قريشى بخارايى و در برخى از منابع سمرقندى كه در بخارا چشم به جهان گشود و در همانجا به تحصيل علوم و فنون رايج زمان خود پرداخت و در امور مختلفى ، چيرهدست شد كه مطربى به آنها اشاره كرده است . تاريخ تولد وى دانسته نيست . از راه صحافى امرارمعاش مىكرده و غزل و رباعى مىسروده است : هفتاقليم ، 3 / 375 ؛ سفينهء خوشگو ، ذيل حرف ق ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 743 كه او را بهعنوان قريشى سمرقندى ( مير قريشى صحاف ) معرفى كرده است .