سلطان محمد مطربي سمرقندي

612

تذكرة الشعراء ( فارسي )

تا حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، مدت دو هزار و دويست و پنج سال باشد . ملّا صنعى طبع نيكو داشته و به هردو زبان تركى و فارسى ، شعر مىگفته و اين مطلع تركى را به وى نسبت مىدهند و بعضى از غيرى ، مىگويند ، العلم عند اللّه . نسترن باغ ايچرا ، بير ژوليده‌موى بارايمش ؟ * خوب لانينگ عشقدين آق‌باش بولمش قاراتميش [ 252 ] صالح آب آمد [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] صالح آب آمد ، از ولايت بلخ بوده و به فرّاشى نوّاب جنّت‌مآب كيستن قرا سلطان - نوّر مرقده - اشتغال داشته ، خالى از فهمى نبوده ، با فضلا و شعرا ، اختلاط مىفرموده . مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، مىفرمودند كه : هرگاه صالح را مىگفتند « آب آمد » گويا جانش برآمد . ايضا در زمان خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان ، شخصى متّصف به همين صفت بود و از شنيدن اين لفظ ، به غايت متأذّى مىنمود . از حضرت اعلى خاقانى ، رفته نشانى حاصل كرد كه هركه او را « آب آمد » گويد ، مبلغى يرغو كنند ؛ به اين حيله از زبان مردم خلاص شد . جناب ملا محمد شاه ولد ملا پيروى بخارى ، در معناى « آب آمد » گاهى در صورت مطايبه ، حكايتى مىفرمود : حكايت : روزى كورى و كلى و حيزى و بنگى ، از مشقّت مجاعت ، به جان آمدند و از محنت گرسنگى ، به فغان ، با يكديگر گفتند : كجا رويم تا خوردنى يابيم ؟ حيز گفت : به خانهء ارباب مىرويم كه او حيزان را دوست مىدارد باشد كه به شفاعت من . . . « 1 »

--> ( 1 ) . چنين به نظر مىرسد كه گويا يك ورق افتاده است [ ج ] .