سلطان محمد مطربي سمرقندي
577
تذكرة الشعراء ( فارسي )
قطعه : تو وزيرى و مدحگوى تو من * دست من بىعطا روا بينى تو وزارت به من گذار و مرا * مدحتى گوى تا عطا بينى چون در اين اوقات ، ملّا فرشى ، به فقير ملاقات ناكرده عازم زيارت حرمين شريفين - زادهما اللّه تشريفا و تكريما - نمود و از اشعار مشكلهء پرمصنوع او در يد اين فقير ، چيزى نبود ، بنابر آن از ايراد آن معذور شدم ، اميد است كه باز به سلامت و سعادت ، تشريف آرد و ديدارها ميسّر گردد ، آمين . [ 231 ] فاضلى سمرقندى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] فاضلى سمرقندى ، اسمش محمد فاضل است ، بدان جهت « فاضلى » تخلّص مىنمايد و از احفاد حاجى الحرمين الشريفين ، حاجى دوست محمد زرّين است كه مدتى سير بلاد و امصار نموده ، در زمان سلطنت جوانمرد عليخان ، به سمرقند آمد و زر بسيار و جواهر آبدار بىشمار آورد و بنياد خيرات و مبرّات نهاد و از آثار او حوض مدوّر خشتينى است كه در راه دروازهء فيروزه واقع شده . وقتى كه زمين آن حوض را به جهت اساس نهادن مىكندند ، خمچهاى ظاهر شده بلتب از تنكچهء تيمورى ، قريب به سى هزار مثقال . جناب ملّا محمد فاضل ، خدمت ارباب فضل نموده ، فضيلت حاصل كرده ، طبع خوب دارد و به اين فقير ، برادرانه معامله مىنمايد و اكثر اشعارش را پيش فقير مىگذراند . رسالهء مثنوى ، نظم كرده مسمّى به بانو و عهدى ، قريب به هزار و پانصد بيت كه خالى از لطافتى نيست . خدمت اهل قلم نموده ، از فنّ سياق بهرهء تمام پيدا كرده ، منصب ديوانى سركار جناب امارتمآب ، حاجى ميرزاى دورمان را قبول نموده ، به همراهى كوچ و متعلّقان ، به ولايت قندوز رفت و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در آن ولايت بوده ؛ سخنان سنجيده دارد و اين غزل از گفتار پسنديدهء اوست :