سلطان محمد مطربي سمرقندي

559

تذكرة الشعراء ( فارسي )

چه حاصل « عارفى » زين عمر بىحاصل كه در عالم * در اين مدّت نشد يك خاطر ناشاد شاد از ما [ « 222 » ] [ عرشىكشى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] عرشى ، از شعراى عرش پرواز ممتاز اين عصر است . تولّد در ولايت كش « 1 » دلكش نموده ، طبع خوش و اشعار بىغش دارد . تحصيل علوم در سمرقند و بخارا نموده ، اهليّت تمام پيدا كرده ، از فصحاى مقرّر و شعراى مشتهر گرديده است . آوازهء اشعار خوشش از فرش تا عرش رسيده وصيت ابيات دلكشش در بسيط زمين منتشر گشته ، طبعش در همهء اصناف شعر بىبدل است . خصوصا در اقسام هجو مشهور به مثل . ملّا بابا قلى ديوان را هجو بو العجب نموده كه اين نسخه ، متحمّل آن نمىنمايد . روزى در مجلس عمدة الامرا ، مربّى العلماء و الفضلاء ، حاجى بى اتاليق قوشچى اين قطعه را ، جناب ملا قوام الدين محتسب ظاهر ساخت كه در هجو جناب سيادت‌مآب ، مولانا مير خورد المشهور به خالدى ، گفته . ظاهرا جناب قاضى خلم را شترى مرده و مولانا مير خورد ، چون در فنّ تاريخ از جملهء مهره است ، بر سبيل مطايبه ، تاريخى از براى

--> ( 222 ) . عرشى بخارايى از شاعران ايرانى سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى كه در بخارا زاده شد . در همانجا و سمرقند ، به تحصيل علم پرداخت و در مكتب خواجه حسن نثارى پرورش يافت . انواع گوناگون شعر را نيكو مىسرود . اينكه در دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، نوشته است كه : وى در ابتدا « صبحى » تخلّص مىكرد ، اشتباه است . زيرا چنانچه مطربى تصريح كرده ، وى در آغاز « صيحى » تخلّص مىنموده و چون بعضى آن را « صبحى » مىخوانده‌اند ، بنابر پيشنهاد حسن خواجهء نثارى « عرشى » تخلّص مىنموده است . او به سبك هندى شعر مىسرود و نسخه‌هاى خطى كليات ديوان و مثنوى وى باقى مانده است : مذكر احباب خواجه حسن نثارى ، ذيل عرشى ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 177 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 607 ؛ نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 153 - 154 . ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( كيشى ) .