سلطان محمد مطربي سمرقندي
520
تذكرة الشعراء ( فارسي )
هرچند كه ايطاء جلى ، از جملهء عيوب قوافى است ، چون در مصرع سوم واقع است ، از دايرهء اعتبار خارج مىنمايد ، پس رباعى به غايت خوب واقع شده باشد . [ « 202 » ] [ نذرى بدخشانى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] نذرى ، جناب افادتمآب افاضت انتساب مولانا نذرى بدخشى ، اسم خود را تخلّص اشعار لطيف گردانيده گوى فصاحت ، به چوگان بلاغت مىربود و مولاناى مشار اليه ، تولّد در ولايت بدخشان نموده ، تحصيل علوم ، در ولايات ماوراء النهر كرده ، از جملهء موالى معتبر گرديده بود . خطوط را به غايت خوب مىنوشت و در نسخ تعليق ، نسخ كاتبان زمان كرده بود و از فن مهر كندن و زرنشان كردن بندوبار تركش ، نيز صاحب وقوف بود . در مدرسهء ابو سعيد خان ، حجرهاى داشت ، همانجا متوطّن گرديده ، تدريس فرجهء مسجد مقطع متعلّق به دو بود ، همواره خوان افاده بر اهل استفاده گسترانيده ، طالب را به مطلوب مىرسانيد و اين فقير چند روزى پارهاى از علوم حقيقيّه و آليه نزد او گذرانيد ، به غايت خوشاختلاط و شيرينزبان بود ، هرچند كسى مقبوض بود ، چون ساعتى به او مجالست مىنمود ، منبسط مىگرديد ، به مضمون : چو عيسى تا توانى خفت بىجفت * مده نقد تجرّد را ز كف مفت به گلخن پشت بر خاكستر گرم * به از پهلوى زن در بستر نرم هرگز تأهل اختيار ننموده ، در كسوت تجرّد تعيّش مىنمود و هرگاه دوستى از اين معنا
--> ( 202 ) . نذرى بدخشانى ، شاعر و خوشنويس تاجيك سدهء دهم هجرى كه در بدخشان زاده شد . براى دانش اندوزى به بخارا رفت و در همان ديار ماندگار شد . همروزگار مطربى سمرقندى بود و با وى دوستى داشت . در قالبهاى گوناگون نظم ماهر بود و خط را نيز نيكو مىنوشت . اشعارش در تذكرهها و جنگها باقى مانده است : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 417 ؛ دائرة المعارف شوروى تاجيك ، 5 / 76 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 879 .