سلطان محمد مطربي سمرقندي

516

تذكرة الشعراء ( فارسي )

ميزان نيست و حروفش در جدول آخر به سرخى مكتوب است و هو هذا : بيت : عبد المؤمن كه سايهء اللّه است * مانند پدر بر همه شاهان شاه است موشّح ديگر ، ميزان اظهار مضمر است كه از هشت بيت اول قصيده ، حاصل مىشود ، چون از هرمصرع ، حرفى گيرند و موشّح ديگر اين عبارت نثر است كه اين دو بيت مشجّر ، از اين ابيات مىبرآيد و اين عبارت از سيزده بيت آخر قصيده ، مىبرآيد . چون از هرمصراع حرفى گيرند و حروفش بر بالاى مصارع ، به سرخى مكتوب است . و از ابيات مطبوع حضرت مخدومى ، در اين كتاب سه غزل نوشته شد : غزل اول : خورشيد لمعه‌اى ز جمال محمد است * گل پرتوى ز عارض آل محمد است در هركجا كه هست الف تازه سينه را * در آرزوى تازه نهال محمد است از كلك صنع صورت يوسف كه رخ نمود * گويا نمونه‌اى ز جمال محمد است نقصان كمال و عيب هنر گر شود چه عيب * آن را كه عذرخواه كمال محمد است با قامت خميده « نثارى » چو ماه نو * مايل به ابروى چو هلال محمد است غزل دوم : چو مطلع مىكند خورشيد مى جام مرصّع را * ز عكس روى ساقى مىنمايد حُسن مطلع را رُخ او آفتاب است و ندارد ديده تاب او * شود روشن اگر بردارد آن خورشيد برقع را مرا از زخم دندان جامهء تن گشت صدپاره * اگرچه بخيه دندان مىكند دايم مرقّع را به چشم خويش نقش بوريا را دال دولت دان * بوبين از ديدهء اهل نظر صوف مرصّع را « نثارى » را خيال ابروانش در سر افتاده * كه بس نيكو به هم پيوسته دارد هردو مصرع را