سلطان محمد مطربي سمرقندي

505

تذكرة الشعراء ( فارسي )

به جنس علوم نسبت ذات عالى صفات ايشان به كيفى بود كه در اكثر ، ماهر ظاهر مىشدند ، خصوصا در حكميّات رياضى اظهار قدرت مىكردند . نقطهء اعتدال طبع معدّل ايشان در تحت معدّل النّهار مىبود و نظر تقويم مسير ايشان ، سير منطقة البروج مىنمود . ساحت سطح مستوى ذهن مستقيم ايشان ، نه چنان محاطى بود كه خطوط شعاعى بصر عقل ، به احاطه از آن نشانى تواند نمودن و دايرهء عظيمهء « 1 » طبع سليم ايشان ، نه چنان محيطى بود كه كرهء افلاك از قطر او نقطه‌اى « 2 » تواند بودن ، هرچند در سطح اجسام مديد ، عرض بعيد پديد مىآمد ، فرس فراست در اين ورطه دوانيده ، به نظر اسطرلاب اثر ، به علاقهء وقوف از او خبر مىداشتند و هردايرهء عظيمه‌اى « 3 » كه عنكبوت زرّين‌تار بر صفايح ليل و نهار در حجرهء دوّار مرتسم مىگردانيد ، به عروهء وثقاى تيغ زبان ، حلقه در گوش مهندسان كرده ، بر كرسى طبع ايشان ، به قلم بيان مىنگاشتند . بيت : اول از بالاى كرسى بر زمين آمد سخن * او دگربار از زمينش برد و بر كرسى نشاند مشهور است كه شهريار مغفور مبرور ، همايون پادشاه بن بابر پادشاه در اين علم ، به غايت بىبدل بوده و تخيّلات عجيب و غريب مىنموده و از آن جمله آن بوده كه كرهء ارض را ، به طبقات عناصر كلّى كشيده بوده و آن را به الوان مناسب ملوّن ساخته و در هر فلكى ، كوكب آن را ثبت نموده ، به طايفه‌اى كه به آن كواكب منسوب‌اند ، در هرگنبدى ، در ايّام هفته ، صحبت مىداشته . حضرت مخدومى ، مىفرمودند كه : در خاطر چنان داشتم كه چون به عزّ ملازمت آن شهريار جم اقتدار معزّز گردم ، در دو گنبد كه هريك به منزلهء نصف كره باشد ، جميع خصوصيّات ارضى و سماوى را ، از اشكال و دواير و ابعاد و صور و بلاد و بحار ، به‌طورى كه مقرّر حكماست مبيّن گردانم ، چون فرصت مساعدت ننمود ، در حيطهء تأخير افتاد . مخفى نماند كه صاحب تاريخ بناكتى ، در كتاب خود ، در بيان معرفت مساحت معمورهء

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( عظمه ) . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( نقطه‌ى ) . ( 3 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( عظمهء ) .