سلطان محمد مطربي سمرقندي

498

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 196 » ] [ ميلى هروى عراقى ] [ متوفى 985 ق / 1577 م ] ميلى ، ميرزا قلى ، او نيز از خوش‌طبعان مشهور عراق است و به پاكيزه‌طبعى ، در عرصهء آفاق طاق ؛ اشعار او بسيار نزاكت دارد ، بىفضيلتى نبوده و اين غزل از گفتار لطيف اوست : چو همرهى به من آن سرو خوشخرام كند * ز بيم طعنه به هركس رسد سلام كند نه آشنا و نه بيگانه را نمىداند * كه اختلاط چنين را كسى چه نام كند خيال روى تو در خاطر است خلقى را * كسى ملاحظهء خاطر كدام كند ز ديدن تو دلم يافت لذّتى كه فلك * نعوذ باللّه اگر فكر انتقام كند بدان رسيده كه « ميلى » ز تلخكامى هجر * مى وصال تو بر خويشتن حرام كند و له ايضا : چون شمع درآ سر زده و پرده‌نشين باش * غارتگر جان ، آفت دل ، رهزن دين باش چشمان تو هرسو كه در فتنه گشايند * گويند اجل را كه برو گوشه‌نشين باش

--> ( 196 ) . ميرزا محمد قلى تكلو ، معروف به ميرزا قلى ميلى كه گاهى او را « ميلى ترك » و گاه « ميلى هروى » و گاه « ميلى عراقى » مىگويند . محل تولد وى هرات بوده و در مشهد نشوونما يافته و گويا در 979 قمرى به هندوستان رفته است . گرچه در آغاز زندگى در تبريز ، عراق ، يزد و شيراز هم مىزيسته است . در هندوستان مدتى در خدمت نورتك خان بوده و در سلك شاعران اكبر شاه درآمده و در همان دوره او را به وسيلهء زهر كشته‌اند و احتمال مىرود پس از مرگ ، او را به مشهد بازگردانده باشند ، چون قبر وى در مشهد است و بر سنگ قبر او تاريخ 985 قمرى حك شده است : منتخب التواريخ بدايونى ، 3 / 329 ؛ خلاصة الافكار ، ص 619 - 620 ؛ آتشكدهء آذر ، ص 88 - 93 ؛ مجمع الخواص صادقى ، ص 105 ؛ مآثر رحيمى ، 3 / 59 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 421 ؛ مجمع الفصحاء هدايت ، 2 / 39 - 40 ؛ تاريخ ادبيات در ايران صفا ، 5 / 2 / 729 - 735 ؛ كاروان هند ، 2 / 1385 - 1397 ؛ تذكرة الشعراى جهانگير ، ص 12 ، 45 ؛ تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، 2 / 381 ؛ خير البيان ، برگ 248 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 731 - 734 ؛ فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى ، 3 / 2557 - 2558 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 582 - 583 ؛ فهرست ريو ، ص 666 .