سلطان محمد مطربي سمرقندي
499
تذكرة الشعراء ( فارسي )
شادم كه ز بيداد تو مرگم شده نزديك * امروز دگر بهر خدا بر سر كين باش مگذار كه « ميلى » رود آزرده از اين شهر * با او دو سه روزى به تكلف بِه از اين باش [ « 197 » ] مفلسى تاشكندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] مفلسى تاشكندى ، كسب فضايل در سمرقند نموده بوده و در علم فرايض ، ماهر ظاهر مىگشته و اين مطلع را بسيار نيكو گفته : مطلع : بهجز مهر و وفا از كشت ما بيرون نمىآيد * جَوى بوى وفا زان شوخ گندمگون نمىآيد [ 198 ] مشكلى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] مشكلى سمرقندى ، حاشيه مىخوانده ، فهمش نيكو و طبعش دلجو بوده و شعر را نيز ، خوب مىگفته و اين غزل از گفتار آساننماى مشكل اوست : اى عارض تو بر گل سيراب خندهزن * صد طعنه زلف تو زده بر نافهء ختن هرگز نديده ديدهء كس در بهار حُسن * زينسان دميده سنبل نسرين ز نسترن از بس خدنگ غمزهاش از جان من بريد * چون دِرع گشته است مرا چشمهچشمه تن ترسم كه نگذرد پس از اين ناوكش ز جان * زينسان [ كه ] بركشيده زره جانم از بدن
--> ( 197 ) . مفلسى تاشكندى كه به گفتهء خيامپور غير از مير مفلسى مشهدى است و از تاريخ تولد و وفات وى اطلاعى در دست نيست ، اما از شاعران سدهء دهم هجرى بوده است : رياض الشعراى والهء داغستانى ، برگ 365 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 868 .