سلطان محمد مطربي سمرقندي

491

تذكرة الشعراء ( فارسي )

غزل : با غير مكش جام مى ناب طرب را * با هرخس و خارى مپسند آب طرب را زين بيم كه رخسار تو بينند به افغان * از ديدهء مردم ببرم خواب طرب را خون‌جگر و قطرهء اشك و دل بريان * در عشق تو دارم همه اسباب طرب را فرياد ز دست غم هجر تو كه بربست * بر روى من خسته‌جگر باب طرب را خوناب چو « محزونى » مسكين خورم از عشق * اما نخورم حسرت ارباب طرب را [ « 192 » ] [ محرومى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] محرومى « 1 » بخارايى ، در شعر شاگرد ملّا مشفقى بود و زبان به اهاجى مردم بسيار مىگشود و به جهت گرمى هنگامه ، حكايات مضحك شيرين ، بسيار مىگفت و مردم را مىخندانيد . روزى در مجلسى اين چند مضحكه را تقرير كرد :

--> ( 192 ) . محرومى بخارايى ، شاعر تاجيك سدهء دهم هجرى كه در بخارا زاده شد . فن شعر را از عبد الرحمان مشفقى آموخت و در هجو و مطايبه و لطيفه دست داشت و غزل را نيكو مىسرود . شمارى از اشعار وى در تذكره‌ها نقل شده است : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 801 ؛ نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 151 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 801 ؛ ردايف الاشعار محترم ، زير عنوان محترم . ( 1 ) . در اصل : ( مرحومى ) نوشته شده كه اشتباه است .