سلطان محمد مطربي سمرقندي
481
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ 181 ] [ مسافر تركستانى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] مسافر ، تخلّص اشعار جناب فصاحت شعار ، ملّا نظير خيمه است . تولّد در تركستان نموده ، تحصيل مىنمايد و به واسطهء حسن قابليّت ، گوى از اقران مىربايد . مناسبتش به جنس علوم ، در نهايت قوّت است ، خصوصا در گفتن و شكافتن معمّا ، طبعش بىبدل و مشهور به مثل است و اين معمّا را ، به اسم باقى نيكو گفته : معمّا : در غمش سوختم نشد آگه * آخر از دل كباب جست آن مَه و اين مطلع نيز ، از فوايد طبع سليم و ذهن مستقيم اوست : مطلع : بر جانم از خدنگ تو چندان جراحت است * هريك جراحت تو به جان عين راحت است [ 182 ] محنتى مرغينانى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] محنتى مرغينانى ، از شعراى فصيحزبان و مليحبيان است . اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد . فقير پرسيدم كه ملازمان ياران به چه سبب « محنتى » تخلّص مىنمايند ؟ فرمود : تجنيس اسم خود را كه « محبّتى » است تخلّص اشعار گردانيدم . حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در سمرقند تحصيل مىنمايد و اين غزل از گفتار دلجوى اوست : غزل : ما خو به درد و غصّهء دلدار كردهايم * اى خوشدلى برو كه ز تو عار كردهايم