سلطان محمد مطربي سمرقندي

482

تذكرة الشعراء ( فارسي )

ماييم و كنج دير برو زاهدا مكن * ديگر نماز و روزه گر انكار كرده‌ايم ما با وجود غصّه و محنت به شام غم * كى آرزوى وصل تو اى يار كرده‌ايم تا اين‌كه مرشد ره عشق بتان شويم * ما بهر عشق خدمت بسيار كرده‌ايم اى « محنتى » به بو الهوسان از ره شرف * زهرآب‌وار در دلشان كار كرده‌ايم [ 183 ] [ مصيبى گور ميرى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] مصيبى ، به « خواجه باقى گور ميرى » شهرت دارد و والد او « شير » نام داشت . تحصيل مىنمايد و خالى از فهمى نيست . اشعار را به غايت نيكو مىگويد و گوى از اقران مىربايد و اين غزل او عجب دلپذير واقع شده : غزل : حيا پوشيده دارد پيش رويش چشم گريانم * دمى صد « 1 » بار مىافتد نظر برپاى مژگانم به اين دردى كه من دارم برو آماده باش اى دل * كه امشب ناله‌هاى حيرت‌آميز است دربانم بسى ياقوت تر بر دامن از لخت جگر دارم * دگر امشب كه مىگيرد سرراهى افغانم چنان بگداختم از غم كه نتوان كردنم پيدا * اگر صد ره بياندازى به پيش چشم هجرانم « مصيبى » طعنه بر داغ جنونم مىزنى سهل است * نه مجنونى جدا نى لذت چاك گريبانم

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( صدر ) .