سلطان محمد مطربي سمرقندي

480

تذكرة الشعراء ( فارسي )

گفتارش عجايب به آب‌وتاب واقع شده و اين غزل محتشم كاشى را جواب خوب گفته است : مطلع [ از محتشم ] : حسن روزافزون نگر كان خسرو زرّين ركاب * دى هلالى بود و امشب ماه و امروز آفتاب جواب : نرگسش از عين خوبى ، كرده عالم را خراب * دى شده سرمست و شب مخمور و روزش برده خواب تير مژگانش به چشم ناتوان من رساند * دى ستم ، امشب الم ، امروز سازد دل كباب تا به زلفش سنبل پُرتاب دعوى كرد شد * دى پريشان ، شب پشيمان ، روز دارد پيچ‌وتاب داشتم پيش سگانش اعتبارى كرده‌ام * دى سخن ، امشب سؤال ، امروز مىجويم جواب شاه جم قدرى كه گوى سلطنت را برده بود * دى ز رستم ، شب ز بهمن ، روز از افراسياب « مؤمن » دل‌خسته در اوصاف حُسنش بود گفت * دى ثنا ، امشب دعا ، امروز مىخواهد ثواب و اين غزل خواجه هاشمى صديقى بخارى را ، نيكو پيروى نموده : مطلع : به ناز سُرمَه مَكش چشم بىترحّم را * نشسته گير به خاك سياه مردم را [ جواب : ] زياده سرخ مكن چشم بىترحّم را * دگر مريز به اين رنگ خون مردم را