سلطان محمد مطربي سمرقندي
471
تذكرة الشعراء ( فارسي )
خدنگ از ره چشم عدو رود گَهِ رزم * چنانكه گاه تلاعب ز حلقهء زهگير مبارزان تو گاه نبرد دشمن را * برند بر سر رمح و به نام حىّ كبير به روى تختهء غبرا چنان فرود آرند * كه محتسب به گَهِ اهتمام خمّ عصير فراز نيزهء خطّى سر مخالف تو * چنانكه بر خط تقويم مركز تدوير به پيش آنكه تو مردود درگهش كردى * بود عقوبت بابل حكومت كشمير چگونه خصم تو از آب ديده بنشيند * كه ناى رزم تو آتش زند به گاه نفير كسى كه ز آتش خصم تو سوخت مىيابد * نسيم روضهء فردوس از سموم سعير كجا ز گرد سمند تو بهرهور گردد * اگر به چنگ معدل كند زمان شبگير هرآنكه دعوى ميراث مملكت كردى * ز پرّ چرخ نوشتى برات او از تير اگر نه نكهت لطفت پى صلاح جهان * رود به تقويت عاجل زمين و اثير ز چشم كوه چكد لعل همچو قطرهء خون * غزال مشك نهد ناف همچو عقدهء زير پى دعاى تو شب تحفهاى به دست آمد * فلك ز عقد ثريّا چنانكه هندوى پير